روي بعضي پلاکاردها نوشته شده بود «جرم ما تنها دگرانديشي است»، «ما به دانشگاه بازخواهيم گشت» و از مجلس به عنوان نماينده هاي اين مردم خواسته بوديم به مسئله ما رسيدگي کنند.
پلاکاردهاي ما را گرفتند و پاره کردند و از تک تک دانشجويان عکس گرفتند و فيلم برداري کردند.
آنها گفتند به شما ?? دقيقه فرصت مي دهيم که از اينجا برويد، ولي براي ما تفاوتي نمي کرد و همگي آمادگي اين را داشتيم که هر اتفاقي بيفتد، زيرا براي يک دانشجو اخراج شدن از دانشگاه بدترين اتفاقي است که مي تواند روي دهد.
بنابراين هيچ کس بلند نشد و بعد از گذشت ?? دقيقه، ضرب و شتم شروع شد و با باتوم دانشجويان را زدند تا آنها را از جلوي در شمالي مجلس بلند کنند.هم نيروهاي انتظامي بودند و هم حدود ?? نفر از لباس شخصي ها که سعي مي کردند صحبت کنند، ولي در نهايت به فحاشي روي آوردند.
اين در حالي بود که هيچ کدام از دانشجويان، بر اساس قرار قبلي و تحت هيچ شرايطي به نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ها توهين نمي کردند. ولي آنها در توهين کوتاهي نکردند.
آنها شروع کردند که دانشجويان را با باتوم بزنند و به ميني بوس مستقر در محل ببرند. ما گفتيم که بر اساس شرع اسلام شما حق دست زدن به ما را نداريد و نمي توانيد ما را به اين شکل بلند کنيد.
آنها به من و خانم توحيدي حرف هاي رکيک زدند و بعد به راحتي با باتوم ما را زده و به ميني بوس بردند. يکي از لباس شخصي ها به ما گفت که اگر اکنون بلند شويد به نفعتان است زيرا اگر خانمي بيايد، ديگر به اين صورت شما را سوار ميني بوس نمي کنيم.
من نمي دانم اگر نيروي انتظامي زن مي آوردند، قرار بود به چه شکلي با ما برخورد کند، که اين گونه تهديد کردند.با ميني بوس به اداره پيگيري رفتيم و در آنجا چند دقيقه ما را نگه داشتند. بعد به ما گفتند، برويد ولي اگر دوباره جلوي مجلس برگرديد عواقب بعدي آن با خودتان است.
يک نفراز دانشجويان از صحنه هاي خشونت و ضرب و شتم ها فيلمبرداري کرده بود، ولي يکي از نيروهاي انتظامي متوجه اين مسئله شد و او را بازداشت کرد.قرار بر اين بود که اگر حتي يک نفر بازداشت شد، همه کنار او بمانيم بنابراين همگي خواستيم که سوار ماشين نيروي انتظامي شويم. آنها ممانعت کردند و سپس از گاز اشک آور و گاز فلفل استفاده کردند.چند تن از دانشجوياني که جلو بودند و سعي مي کردند مانع بردن آن دانشجو شوند، از جمله آقايان نبوي و قنبري، بيشتر در معرض اين گازها قرار گرفتند و شرايط بسيار بدي داشتند
بعد از استفاده از گاز اشک آور و گاز فلفل، شلوغ شد. مردم، مغازه داران و فروشندگان اطراف کمک کردند و سيگار، کبريت و کارتن آوردند. درحقيقت بدون اين که ما بخواهيم، مردم در جريان واقعه قرار گرفتند.
بعد از مدتي دانشجويي که به خاطر عکس و فيلم بازداشت شده بود، آزاد شد ولي عکس و فيلم او را پاک کرده بودند.
خانم گلرو سپس در پاسخ به سئوالي پيرامون حضور مقامات حكومت و يا نمايندگان مجلس در جمع دانشجويان گفت :
خير کسي حضور نيافت. ما قبل از اين تحصن نامه هايي نوشته بوديم و از نمايندگان مجلس درخواست ديدار کرده بوديم، ولي توجهي به درخواست ما نشان ندادند.
امروز دانشجويان جلوي يکي از درهاي پر تردد مجلس تحصن کرده بودند، درحالي که نماينده ها به راحتي عبور مي کردند بدون اين که کوچک ترين توجهي به مسئله داشته باشند.
آنها فکر نمي کردند کساني که اينجا نشسته اند، مردم ايران هستند و پولي که به عنوان نماينده مجلس مي گيرند آيا حق آنهاست و بايد براي اين مردم کاري بکنند يا نه؟
امروز ديديم که در مخصوص ملاقات بسيار شلوغ بود و مردم از شهرهاي مختلف براي حل مشکلاتشان آمده بودند، ولي پشت در بسته مانده بودند.
اين مشکلي نبود که فقط ما به عنوان دانشجوي سياسي با آن روبه رو بوديم، بلکه مردم مختلف از راه هاي دور آمده بودند و هيچ کدام نتوانسته بودند نمايندگان خود را ملاقات کنند. اين درد همه مردم است.