تبليغاتX
<-پژواك دانشجو->
.
.
ضرب و شتم تجمع دانشجويان محروم از تحصيل

مهديه گلرو، از شرکت کنندگان در اين تجمع که با چهار ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات روبه رو شده است، مي گويد که تجمع آرام اين گروه از دانشجويان با برخورد فيزيکي نيروي انتظامي مواجه شد.
درد مشترکي که دانشجويان داشتند و باعث شده بود که جلوي مجلس تحصن کنند، محروميت از تحصيل بود.
عده اي از اين دانشجويان، طي سه سال گذشته ستاره دار لقب گرفته اند و کارنامه کارشناسي ارشد خود را دريافت نکرده اند. اين دانشجويان در دوره کارشناسي، فعاليت هاي سياسي و انتقادي داشته اند.
گروه دوم دانشجويان محروم از تحصيل بودند که از دو ترم تا چهار ترم با سنوات يا بدون سنوات، از تحصيل محروم شده اند. در اين جمع، دانشجويي از دانشگاه اصفهان آمده بود که شش ترم از تحصيل محروم شده بود.در بسياري از دانشگاه هاي ايران، دانشجوياني وجود دارند که يک سال، دو سال و حتي بيشتر از تحصيل محروم شده اند.امروز خواسته ما اين بود که به دانشگاه بازگرديم و اين را حق اوليه و اساسي خود مي دانيم. ما مي خواهيم بر اساس کنوانسيون حقوق بشر که جمهوري اسلامي عضو آن است و بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي، اين حق اوليه را باز پس گيريم.
از همان دقايق اول که تحصن آغاز شد، به شدت با ما برخورد کردند. سربازها و نيروهاي انتظامي که در آنجا حضور داشتند، ابايي از برخورد فيزيکي و خشونت آميز نداشته و همگي باتوم داشتند.
از آنجا که ميدان بهارستان ميدان پر ترددي است، از همان ابتدا که تحصن شروع شد و ما پلاکاردهاي خود را بالا برديم، بسياري از هموطنان دقايقي مي ايستادند و پلاکاردها را مي خواندند.
روي چند تا از پلاکاردها اصل ?? قانون اساسي جمهوري اسلامي نوشته شده بود. اين اصل تصريح مي کند که به خاطر داشتن هر گونه عقيده و تفکر، حق تفتيش عقايد وجود ندارد و به دليل داشتن عقايد خاص، نبايد حقوق اوليه افراد پايمال شود.
اين در حالي است که ما به دليل داشتن عقايد خاص و انتقاداتي که در دانشگاه داشتيم، از حق تحصيل محروم شده ايم.

روي بعضي پلاکاردها نوشته شده بود «جرم ما تنها دگرانديشي است»، «ما به دانشگاه بازخواهيم گشت» و از مجلس به عنوان نماينده هاي اين مردم خواسته بوديم به مسئله ما رسيدگي کنند.

پلاکاردهاي ما را گرفتند و پاره کردند و از تک تک دانشجويان عکس گرفتند و فيلم برداري کردند.

آنها گفتند به شما ?? دقيقه فرصت مي دهيم که از اينجا برويد، ولي براي ما تفاوتي نمي کرد و همگي آمادگي اين را داشتيم که هر اتفاقي بيفتد، زيرا براي يک دانشجو اخراج شدن از دانشگاه بدترين اتفاقي است که مي تواند روي دهد.

بنابراين هيچ کس بلند نشد و بعد از گذشت ?? دقيقه، ضرب و شتم شروع شد و با باتوم دانشجويان را زدند تا آنها را از جلوي در شمالي مجلس بلند کنند.هم نيروهاي انتظامي بودند و هم حدود ?? نفر از لباس شخصي ها که سعي مي کردند صحبت کنند، ولي در نهايت به فحاشي روي آوردند.

اين در حالي بود که هيچ کدام از دانشجويان، بر اساس قرار قبلي و تحت هيچ شرايطي به نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ها توهين نمي کردند. ولي آنها در توهين کوتاهي نکردند.

آنها شروع کردند که دانشجويان را با باتوم بزنند و به ميني بوس مستقر در محل ببرند. ما گفتيم که بر اساس شرع اسلام شما حق دست زدن به ما را نداريد و نمي توانيد ما را به اين شکل بلند کنيد.

آنها به من و خانم توحيدي حرف هاي رکيک زدند و بعد به راحتي با باتوم ما را زده و به ميني بوس بردند. يکي از لباس شخصي ها به ما گفت که اگر اکنون بلند شويد به نفعتان است زيرا اگر خانمي بيايد، ديگر به اين صورت شما را سوار ميني بوس نمي کنيم.
من نمي دانم اگر نيروي انتظامي زن مي آوردند، قرار بود به چه شکلي با ما برخورد کند، که اين گونه تهديد کردند.با ميني بوس به اداره پيگيري رفتيم و در آنجا چند دقيقه ما را نگه داشتند. بعد به ما گفتند، برويد ولي اگر دوباره جلوي مجلس برگرديد عواقب بعدي آن با خودتان است.

يک نفراز دانشجويان از صحنه هاي خشونت و ضرب و شتم ها فيلمبرداري کرده بود، ولي يکي از نيروهاي انتظامي متوجه اين مسئله شد و او را بازداشت کرد.قرار بر اين بود که اگر حتي يک نفر بازداشت شد، همه کنار او بمانيم بنابراين همگي خواستيم که سوار ماشين نيروي انتظامي شويم. آنها ممانعت کردند و سپس از گاز اشک آور و گاز فلفل استفاده کردند.چند تن از دانشجوياني که جلو بودند و سعي مي کردند مانع بردن آن دانشجو شوند، از جمله آقايان نبوي و قنبري، بيشتر در معرض اين گازها قرار گرفتند و شرايط بسيار بدي داشتند
بعد از استفاده از گاز اشک آور و گاز فلفل، شلوغ شد. مردم، مغازه داران و فروشندگان اطراف کمک کردند و سيگار، کبريت و کارتن آوردند. درحقيقت بدون اين که ما بخواهيم، مردم در جريان واقعه قرار گرفتند.
بعد از مدتي دانشجويي که به خاطر عکس و فيلم بازداشت شده بود، آزاد شد ولي عکس و فيلم او را پاک کرده بودند.
خانم گلرو سپس در پاسخ به سئوالي پيرامون حضور مقامات حكومت و يا نمايندگان مجلس در جمع دانشجويان گفت :
خير کسي حضور نيافت. ما قبل از اين تحصن نامه هايي نوشته بوديم و از نمايندگان مجلس درخواست ديدار کرده بوديم، ولي توجهي به درخواست ما نشان ندادند.
امروز دانشجويان جلوي يکي از درهاي پر تردد مجلس تحصن کرده بودند، درحالي که نماينده ها به راحتي عبور مي کردند بدون اين که کوچک ترين توجهي به مسئله داشته باشند.
آنها فکر نمي کردند کساني که اينجا نشسته اند، مردم ايران هستند و پولي که به عنوان نماينده مجلس مي گيرند آيا حق آنهاست و بايد براي اين مردم کاري بکنند يا نه؟
امروز ديديم که در مخصوص ملاقات بسيار شلوغ بود و مردم از شهرهاي مختلف براي حل مشکلاتشان آمده بودند، ولي پشت در بسته مانده بودند.
اين مشکلي نبود که فقط ما به عنوان دانشجوي سياسي با آن روبه رو بوديم، بلکه مردم مختلف از راه هاي دور آمده بودند و هيچ کدام نتوانسته بودند نمايندگان خود را ملاقات کنند. اين درد همه مردم است.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 11:42  توسط دانشجو  | 

محمد ملکى، آغاز سال تحصيلى در ايران:”مشکلات سر باز مى کنند”

قلم و دفتر، کيف و کتاب، روپوش پسرانه، مقنعه و مانتو براى دختران، ثبت نام در کلاس بالاتر يا مقطع آموزشى ديگر، زنگ مدرسه، سال اولى ها، دومى ها، سال پنجم، دوره راهنمايى يا دبيرستان، پشت سر گذاشتن کنکور و گزينش، فراهم کردن پول، پرداخت شهريه، انتخاب واحد، خوابگاه دانشجويى، پا گذاردن به دانشگاه، مهرماه و شور و شادابى ميليون ها دانش آموز و دانشجوى ايرانى و گزافه نيست اگر بگوييم «مهرگان نوين» ايرانيان در روزگار ما. با توجه به وجود پانزده ميليون دانش آموز، نزديک به يک ميليون دبير و آموزگار، صدها هزار دانشجو، ده ها هزار اعضاى هيئت علمى دانشگاه ها و مراکز آموزش عالى، کمتر خانواده اى در ايران از جنب و جوش فرا رسيدن مهر ماه و آغاز سال آموزشى تازه بر کنار است.غزل، دانش آموزى از تهران که امسال پا به دبيرستان گذاشته است، درباره آغاز سال تحصيلى به راديو فردا چنين مى گويد: «همه چيز عوض مى شود، مثل وقتى که از زمستان وارد بهار مى شويم و لباس هاى جديد مى خريم. پاييز که مى آيد و به مدرسه که مى رويم، درست مانند نوروز است و بچه ها لباس ها و کتاب هاى جديد مى خرند.» شيرزاد عبداللهى، روزنامه نگار و کارشناس مسايل آموزشى در تهران، نيز در کنار سبک و سنگين کردن هاى آمارى، زير ذره بين گذاشتن مشکلات آموزشى و جست و جوى راه حل ها، آغاز سال نوى آموزشى را يک واقعه مهم ارزيابى مى کند و به راديو فردا مى گويد: « شروع مدارس در ايران اتفاق مهمى است و حضور دانش آموزان در مدارس بعد از سه ماه تعطيلى، براى آنها بسيار جذاب است. سيماى شهر تحت تاثير حضور دانش آموزان با کيف هاى رنگى و سرو صداى آنها تغيير مى کند و زيباتر مى شود.»آغاز مهرماه و سال آموزشى جديد با مسايل و مشکلاتى کهنه يا تازه که گريبانگير نظام آموزشى است، روى ديگرى هم دارد.

طاهره طالقانى، دختر آيت الله محمود طالقانى و آموزگار بازنشسته آموزش و پرورش در اين زمينه به راديو فردا مى گويد: «مهمترين مشکل سال تحصيلى جديد، معلمانى هستند که در بيشتر شهرهاى بزرگ به خصوص تهران، به دليل کاهش جمعيت دانش آموزان مازاد اعلام مى شوند. هنگامى که معلمان مازاد اعلام مى شوند، حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان از حقوق آنها کاسته مى شود که کفاف مسايل اقتصادى زندگى را نمى دهد.»اگر مسايل و مشکلات بخش آموزش و پرورش در کشور، بيشتر با ناکافى بودن سرمايه گذارى در اين بخش يا ناکارآمدى دستگاه هاى اجرايى در پيوند است، افزون بر اينها در اين چند دهه که از عمر آموزش عالى نوين در ايران مى گذرد، دانشگاه همواره کانون کشمکش هاى سياسى نيز به شمار مى آمده است.

 در سال تحصيلى پيش رو، وضعيت دانشگاه هاى ايران چگونه است؟

 

محمد ملکى، نخستين رييس دانشگاه تهران پس از پيروزى انقلاب، بر اين باور است که در سال تحصيلى پيش رو دانشگاه و دانشجويان با مشکلات تازه اى روبرو خواهند بود.

 او در باره اين مشکلات به راديو فردا مى گويد: « طى دو سه سال اخير به خصوص امسال، مشکلات ويژه اى براى دانشگاه ها به وجود آمده است. يکى اين که دانشگاه جايگاه خود را در نظر قدرت مداران از دست داده است. وقتى آقاى احمدى نژاد درباره مسئله آقاى کردان و سند جعلى اواعلام مى کند که اينها ورق پاره هايى بيش نيست. معنى اين حرف چيست؟ همچنين آقاى وزير علوم تکرار کرد که دانشگاه ها بايد بسيجى شود، يعنى دانشگاه بايد تسليم بلا شرط حاکميت شود.» محمد ملکى بر اين باور است که دانشگاه در هر حال پرسشگر باقى خواهد ماند و در اين رابطه به راديو فردا مى گويد: «حاکميت هر تلاشى انجام دهد و هر حمله اى بکند، تاريخ ۷۰ ساله دانشگاه نشان داده که دانشگاه هميشه زنده و پوياست. دانشگاه هميشه سنگر آزادى بوده و خواهد بود. وقتى دانشجو در دانشگاه فرياد مى زند ما همه زن و مرد جنگيم بجنگ تا بجنگيم، نشان مى دهد دانشجو به تدريج به طرف راديکاليزم مى رودنکته اى که امسال بيش از هر زمان ديگرى چهره نشان مى دهد و به عنوان سدى محکم در برابر دانشجويان معترض به رد صلاحيت و پذيرفته نشدن در مقاطع گوناگون دانشگاهى قد برافراشته است، ادعايى است که از سوى مسئولان آموزش عالى ارائه مى شود و آن اين است که رد صلاحيت ها بر پايه عمل به مصوبات شوراى عالى انقلاب فرهنگى صورت گرفته است.ديوان عدالت ادارى نيز که تا پيش از اين گاه به نفع دانشجويان معترض رأى مى داد، به گفته برخى از همين دانشجويان، اينک با طرح ادعاى عمل به مصوبه شوراى عالى انقلاب فرهنگى، رسيدگى به اعتراض دانشجويان را متوقف مى کند. دانشجويان بهايى رد صلاحيت شده از اين دسته اند.محمد ملکى در گفت وگو با راديو فردا، در اين باره پرسشى را مطرح مى کند: «اگر انسان اين چنين است که بعد از ۶۵ سال ديگر کشش کار و آموزش دادن ندارد، پس چگونه است که آقايان روحانيون تا سن ۹۰ سالگى و آخرين لحظات زندگى خود حق دارند آموزش دهند و افراد را تربيت کنند ، ولى يک استاد دانشگاه اين حق را ندارد؟»

 

|+| نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 22:41  توسط دانشجو  |