به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر سفر نكني،
اگر كتابي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نكني.
به آرامي آغاز به مردن ميكني
زماني كه خودباوري را در خودت بكشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر بردهي عادات خود شوي،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي …
اگر روزمرّگي را تغيير ندهي
اگر رنگهاي متفاوت به تن نكني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني.
تو به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش واميدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوري كني . .. .،
تو به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر هنگامي كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني،
اگر وراي روياها نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل يك بار در تمام زندگيات
وراي مصلحتانديشي بروي . . .
-
امروز زندگي را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاري كن!
نگذار كه به آرامي بميري!
شادي را فراموش نكن
آغاز برخورد با دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
با اتمام فصل امتحانات و آغاز تعطیلات دانشگاه ها، مسئولین دانشگاه سهند تبریز برخورد با فعالین دانشجویی را آغاز کرده اند.
با توجه به اعتراضات گسترده و تحصن موفقیت آمیز دانشجویان دانشگاه سهند تبریز با حمایت انجمن اسلامی این دانشگاه در اردیبهشت ماه، مسئولین دانشگاه در پی انتقام گیری از دانشجویان سهند برآمده اند و هیات نظارت دانشگاه صنعتی سهند با طرح شکایاتی از انجمن اسلامی دانشجویان، نماینده این تشکل را به جلسه هیات منصفه فراخوانده است.
فشارها بر دانشجویان از هفته گذشته با صدور حکم ۶ ماه محرومیت از تحصیل برای مدیر مسئول نشریه “نوای نو” (ارگان خبری انجمن اسلامی دانشجویان سهند) آغاز شده است و در حال حاضر مسئولین دانشگاه در پی برخورد با تنها تشکل رسمی این دانشگاه هستند.
دانشجویان از ادامه روند برخوردها ابراز نگرانی کرده و از مسئولین خواستار این شده اند که فضای سال تحصیلی جدید را با تداوم این برخوردها متشنج نکنند.
انجمن هاي اسلامي دانشجويان ?? دانشگاه با صدور بيانيه مشترکي نسبت به بازداشت هاي گسترده دانشجويي در هفته هاي اخير در تهران، مشهد، زنجان و تبريز شديدا اعتراض کردند و خواستار آزادي هر چه سريعتر کليه دانشجويان در بند شدند. متن اين بيانيه به شرح زير است:
سيصد گل سرخ يک گل نصراني
ما را ز سر بريده مي ترساني
گر ما ز سر بريده مي ترسيديم
در مجلس عاشقان نمي رقصيديم
ديگر بار در روز ?? تير دژخيمان عصر، گسيخته لجام و گستاخ به ساحت دانشجو و دانشگاه يورش آوردند و جمعي از دانشجويان بيگناه و پاک اين سرزمين را به بند کشيدند و خاطرهي تلخ ?? تير سال ?? را زنده کردند. روزي که چکمههاي تحجر به درون دانشگاه پاي گذاشت و نه تنها هر قانون و آيين نامه را لگد مال کرد که احساسات آزادي خواهانه و پاک نسل جوان و پر انگيزهاي را نيز آماج حملات وحشيانه خود قرار داد.
اکنون با گذشت ? سال از آن روزگار شوم و در زمان حکمراني دولتي تماميت خواه و بيتدبير، حمله به کيان دانشجو و دانشگاه بيش از پيش شدت گرفته است. گويا تصميمي در کار است تا اراده اي قاهر، پيروزيهاي اخير جنبش دانشجويي را به شديدترين و دشمنانانه ترين طريق ممکن به انتقام کشي برخيزد.
جريان هاي امنيتي حاکم بر وزارت علوم تحقيقات و فناوري دولت نهم با انتصاب مديران همسو با خود بر مسند رياست دانشگاههاي کشور، هر آنچه خواستند با دانشجويان کردند و از هر راهي براي غلبه بر دانشجويان بهره بردند. از بازداشت دانشجويان متحصن مازندران، از سناريوي نشريات جعلي اميرکبير، تا بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم و دستگيريهاي مکرر و پي در پي دانشجويان در خانهها و روبروي دانشگاه ها و دانشکدهها. و البته به اين گزارش سياه بايد افزود احکام بيشمار دادگاههاي انقلاب و عمومي و کميتههاي انضباطي، لغو مجوز نشريات و تشکلهاي دانشجويي و ….را.
?? تير امسال اما ماجرا همان ماجرا بود و داستان همان داستان، از ربودن دانشجويان در خيابان گرفته تا تفتيش منزل آنان و ضبط اموال شخصي دانشجويان. هجومي که نشان از استيصال روزافزون و وحشت حکومت اقتدارگرا از يادآوري سالروز فاجعه ?? تير داشت، تا با بازداشت فعالين دانشجويي با ذهني آسوده اين سياهروز تاريخ معاصر ايران را به فراموشي سپرد، حال آنکه ياد و خاطرهي ابراهيم نژادها و محمديها در دل تمامي آزاد زنان و دليرمردان ايراني جاودان برجاست.
در روزهاي گذشته موج گستردهي بازداشت فعالين دانشجويي شدت گرفت به گونه اي که بيش از ?? دانشجو در شهرهاي مختلف ايران طعم تلخ زندان را چشيدند که از ميان آنها مي توان به فعالين دانشجويي ساکن شهر مشهد همچون علي صابري، دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير، علي قلي زاده، دبير انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود، رضا عرب، دبير انجمن اسلامي دانشگاه مازندران، اشکان آرشيان، فرزاد حسن زاده و محمد زراعتي، از دانشجويان ساکن شهر تبريز به سجاد رادمهر، آيدين خواجه اي، فراز زهتابي، داريوش حاتمي و از دانشجويان زنجان به پيام شکيبا، آرش رايجي و حسن جنيدي اشاره نمود. ضمن آنکه دو تن از فعالين دانشجويي دانشگاه آزاد به نامهاي مهدي خدايي و سلمان سيما و يکي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي به نام مجيد اسدي بدون ارائه ي کمترين توضيحي بازداشت شده اند.
ادامهي اين موج دامنه دار، دستگيري نامتعارف محمد هاشمي، دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت، و بهاره هدايت، دبير کمسيون زنان اين اتحاديه، را در پي داشت. جالب آن که اعضاي دفتر تحکيم درست يک سال پيش نيز در چنين روزهايي، اوقات در سلولهاي تکنفره زندان بيعدالتي مي گذراندند.
فاز ديگر هجوم به دانشگاه را بايد در رسانههاي وابسته به دولت سرکوبگر يافت؛ جوسازي رسانهاي عليه اين دو نفر و دروغ پراکني در مورد آنها به طور جدي بر نگراني ها دامن زده که نکند سناريويي از جنس آنچه در اميرکبير رخ نمود، در کمين باشد.
متاسفانه تا کنون اطلاعي از وضعيت سلامتي و نگهداري بازداشتشدگان در دست نيست و از اين رو موجي از دلهره و اضطراب خانوادههاي ايشان و همچنين فعالين دانشجويي را در برگرفته است.
انجمنهاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور ضمن محکوم کردن دستگيريهاي اخير فعالين دانشجويي، اعلام ميدارند مسئوليت چنين اقدامات سرکوبگرايانهاي را مستقيما متوجه دولت پادگاني- امنيتي و وقوع آن را نشان از استيصال فزاينده اين دولت در برابر خواستههاي بر حق جامعهي دانشگاهي مي دانند.
همچنين انجمن هاي اسلامي دانشجويان امضا کنندهي اين بيانيه خواستار آزادي فوري و بي قيد و شرط تمامي دانشجويان دستگير شده هستند و اخطار مي کنند در صورت آزاد نشدن اين دانشجويان از اقدامات لازم و عاجل در سراسر کشور به صورت منسجم و يکپارچه براي آزادي دوستان دربند فروگزار نخواهند کرد.
انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم سبزوار
انجمن اسلامي دانشگاه عباسپور
انجمن اسلامي دانشگاه شريف
انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير
انجمن اسلامي دانشگاه همدان
انجمن اسلامي دانشگاه علامه
انجمن اسلامي دانشگاه تبريز
انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي تبريز
انجمن اسلامي دانشگاه خواجه نصير طوسي
انجمن اسلامي دانشگاه مشهد و علوم پزشکي مشهد
انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم
انجمن اسلامي دانشگاه علوم اقتصادي
انجمن اسلامي دانشگاه اردبيل
انجمن اسلامي دانشگاه شهيد رجايي
انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي ايران
انجمن اسلامي دانشگاه هنر
انجمن اسلامي دانشگاه دامغان
انجمن اسلامي دانشگاه کرمان
انجمن اسلامي دانشگاه اراک
انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد
انجمن اسلامي دانشگاه نوشيرواني بابل
انجمن اسلامي دانشگاه مازندران
انجمن اسلامي دانشگاه سهند تبريز
انجمن اسلامي دانشگاه ايلام
انجمن اسلامي دانشگاه شهرکرد
انجمن اسلامي دانشگاه زنجان
انجمن اسلامي دانشگاه هرمزگان
انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود
انجمن اسلامي دانشگاه سيستان و بلوچستان
مجمع اسلامي دانشگاه سمنان
انجمن اسلامي دانشگاه بيرجند
انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي هرمزگان
انجمن اسلامي دانشگاه چمران اهواز
انجمن اسلامي دانشگاه کاشان
انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي کاشان
انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي کرمانشاه
بنا به گزارشات رسيده نشريه دانشجويي ستارخان که حول محور مسائل ملي آذربايجان در دانشگاه تبريز منتشر ميشد، توقيف شد.به گزارش خبرنگار «ساوالان سسي» از تبريز، توقيف اين نشريه بدون طي شدن روال قانوني آن و بدون اطلاع مديرمسئول اين نشريه، حسين اديبان و بدون حضور او در جلسه بررسي تخلفات صورت گرفته است.
به گفته يکي از دانشجويان دانشگاه تبريز “ فشار نسبت به اين نشريه دانشجويي از زمان انتشار اولين شماره هاي آن بوده است بطوريکه نشريه ، پس از شماره دوم خود در آبان ?? بدون هيچ توضيحي از طرف مسئولين به مدت ? ماه منع انتشار شد و پس از انتشار شماره سوم آن در ارديبهشت ?? با شكايت هاي رسمي حراست دانشگاه جامعه اسلامي دانشجويان و اطلاعات سپاه پاسداران آذربايجانشرقي مواجه و در تابستان ?? مدير مسئول آن جهت دفاع از اتهامات به كميته ناظر نشريات دانشگاه تبريز احضار شد.ولي با وجود تبرئه و رفع اتهام همچنان از نشر مجدد آن ممانعت مي گرديد.وي افزود:" اخيرا" با پيگيريهاي مجدانه دانشجويان هويت طلب دانشگاه و مدير مسئول آن، شماره چهارم اين نشريه به همراه ويژه نامه اي با عنوان «جنبش دانشجويي آذربايجان» در خرداد ?? منتشر شده بود که شايد همان ويژه نامه بهانه اي براي توقيف آن شد."
بنا به خبررسيده , امير دانشجوي ترم 6 شيمي دانشگاه بوعلي , ساكن ورزقان يكي از اعضاي دفتر خودگردان دستگير شد. ساعت 1 بامداد 30/4/87 دو مامور لباس شخصي با جثه اي بزرگ و قوي بي سيم به دست با نشان دادن حكم جلب امير او را به شكل وحشيانه و فاجعه آميز با همان لباسهاي خواب و سر و صداي زياد به طوري كه همسايه ها به بيرون مي ريزند با خود مي برند.
امير پدر ندارد ، مادرش مي گويد نتوانستيم تشخيص دهيم اين حيوانهاي انسان نما متعلق به چه گروه يا حزبي هستند يا به كجا وابسته اند . هيچ مدرك شناسايي به ما نشان ندادند و فقط پسرم را كشيدند و وحشيانه بردند. همسايه ها جمع شدند اما به سرعت امير را بردند.......
اين هفتمين قرباني در تيرماه است چرا و به چه جرمي ؟!!