به گزارش ایسنا، حراست دانشگاه شهید بهشتی خودکشی این دانشجو را تایید کرد، ولی مسوولان دانشگاه بیان علت وقوع این حادثه را به بررسی بیشتر منوط کردند.
درخون و درستاره و در باد ، روز وشب
دنبال شعر ِ گم شده ي خود دويده ام…
دنبال شعر گم شده اي بودم كه قافيه ها و كلمات وحرفهايش بيان آنچه باشد كه ميخواستم.
دركوچه هاي غم آلوده شهر ، در عمق همه بدبختي هايي تحميل شده ، ميخواستم التيامي بيابم كه نه تحقير شده باشم و نه آنقدر دور كه تنها دررويا جستجويش كنم.
ميخواستم درحال باشم و درلحظاتي كه زمان در واقعيت ها ميگذرد.
شما را يافتم ، با آنكه نميشناسمتان اما فريادي را شنيدم ، كه درامتدادخطي جهت دار مرا به سمت شما رهنمون شد.
درانتهاي همان كوچه ها ي غم ، همانجا كه كارتن خوابها بودند وكودكان خياباني ،همانجا كه دختركان را براي معامله ميبردند وهمانجا كه كارگري از فرط پاي شكسته اش زير تيرآهن حين كار زجر ميكشيد و كسي به دادش نميرسيد ، درامتداد خطي از يك صدا كه همه جا بود شما را يافتم.
شمارا كه بي تعارف نيمخواستم قهرمانتان كنم چون از قهرمانهايي كه بعد با قمه وخنجر به قلبهايمان زدند ،متنفر بودم ، ولي پيام صدايتان را دريافتم ، ازجا برخاستم .
كساني را يافتم كه ايستاده اند ، با زندان وشكنجه وتهمت وافترا خودرا معامله نكردند، عجب درسي ، همين را ميخواستم . آنهايي كه سر آزادي ما معامله نميكنند…
آنها يي كه كلمه آزادي را بازيچهء كتابهاي درسي وكلمات مدل خارجي نميكنند ، آنها كه درواقعيت ها هستند و ودرحضورشان به ما نيز ميآموزند.
احمد ـ مجيد ـ احسان نامهايتان هم رديف كساني خواهد شد كه براي اين ميهن واين مردم قيمت دادند، براي فرهنگ و شرف وغيرت ايراني . آنهم در نقطه اي كه حاكمان تمامي تلاش خودرا ميكنند ، تا اين هويت را به بازي بگيرند، و شما چه زيبا به بازي شان گرفتيد.
ميخواستم كه بدانيد كه من وهمه ما كه دنبال گم شده هايمان هستيم، گم شده اي كه درپيام وكلام آزادي يافت ميشود،دريافتيم و از سربلندي شما مفتخريم وهمراه شما هستيم.
ميدانيم كه روزهاي سختي راگذرانديد وخواهيد گذراند ، ولي اين شيريني كه ازبهار امسال به ملت بيدريغ ازوجود خود به تعارف گذاشتيد، كام همگان را شيرين خواهد كرد.
باوردارم روزهايي را كه درجشن آزادي هم دركنارهم خواهيم بود.
درود برعزم و استواري تان
سارا ركني

به گزارش ایسنا، حراست دانشگاه شهید بهشتی خودکشی این دانشجو را تایید کرد، ولی مسوولان دانشگاه بیان علت وقوع این حادثه را به بررسی بیشتر منوط کردند.
این در حالی است که چندی قبل عباس سلیمینمین، رئیس موسسه پژوهش تاریخ انقلاب به عنوان استاد درس «فرهنگ و ادبیات ایران» معرفی شد، اما اعتراضهای گسترده و خودداری از حضور در کلاسها در نهایت موجب تغییر این استاد شد.
یکی از دانشجویان این دانشکده نیز گفت: شنیدهایم که رئیس دانشکده برای ترم آینده از روحالله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی دعوت به کار کرده، حال اینکه از نظر بسیاری از دانشجویان به لحاظ علمی او استاد مناسبی نیست، یکی از مسائلی که باعث نگرانی و اعتراض دانشجویان شده است، انجام مصاحبه ورودی در مرحله اول دانشکده و سوالاتی است که دانشجویان احتمال میدهند گزینش سیاسی جایگزین گزینش علمی شود. این در حالی است که چندی پیش محمدمهدی زاهدی وزیر علوم گزینش اخلاقی در دانشگاهها را مجاز دانست و گفت: “دانشگاهها میتوانند شرایط خاص خود را برای گزینش دانشجو به سازمان سنجش اعلام کنند تا پس از بررسیهای لازم این شرایط در زمان پذیرش دانشجو اعمال شود.” به نظر وزیر علوم مسائل ارزشی و انقلابی در دانشگاههای کشور وضع مطلوب و رضایتبخشی ندارد.
در همین حال یکی از دانشجویان دفتر دانشکده خبر میگوید: از تعدادی از دانشجویان در هنگام مصاحبه سوالاتی پرسیده شده با این مضمون، آخرین صحبتهای رئیسجمهور درباره چه بوده است؟ چرا برخی از صحبتهای رئیسجمهور با واکنش منفی رسانهها روبهرو میشود؟ این سوالات تنها در حوزه سیاست نبوده، بلکه کتابهایی که دانشجویان مطالعه میکنند نیز مورد سوال بوده است، سوالاتی مانند: چرا کتابهای شریعتی را میخوانید؟ شریعتی چه شخصیتی دارد که کتابهایش را میخوانید؟
همچنین به تعدادی از دانشجویان که در سایتهای مختلف عضویت دارند تذکر شفاهی داده شده است.
لغو مجوز نشریات دانشجویی منتقد و عدم صدور مجوز برای فعالیت دانشجویی و نشریات، دستور انحلال انجمن دانشجویان دانشکده خبر و… از اقداماتی است که باعث اعتراض این دانشجویان شده است.
نیکی محجوب
کارگزاران
و لا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون، حق را با باطل در نیامیزید و حقیقت را، در حالی که خود می دانید، کتمان نکنید (بقره، ۴۲)
بار دیگر آشکار شد که انتظار عدالت ورزی از سوی نهادهای قضایی در مملکتی که «استقلال» ترجمانی جز «وابستگی» ندارد، انتظاری نابجاست. یقینا در کشوری که اعتراف حجت نیست مگر آن که حاصل شلاق و شکنجه باشد و بازداشت به دل حاکمان نمی نشیند مگر وحشیانه و بر خلاف موازین قانون صورت گرفته باشد، انتظار تبرئه بیگناهان از مصادیق بارز زیاده خواهی است و جرم تلقی خواهد شد.
امروز اوقات مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در شکنجه گاه اوین سپری می شود و نهایتا بعد از قریب به یک سال از بازداشت موقت، اتهامشان برای بیدادگاه قضایی جمهوری اسلامی محرز شده است. اگر چه جای شگفتی نداشت که آنان از ابتدا قصد را بر سرکوب منادیان آزادی گذاشته بودند. مسلما «اصل بر برائت است» برای عاملان قتل های زنجیره ای، برای خالقان فاجعه کوی دانشگاه و برای قاتلین ابراهیم لطف اللهی است. اما مگر ممکن است کسی که بانگ حق برکشیده، آزادی را مطالبه کرده و رئیس جمهور عوامفریب را به رسوایی کشانیده بیگناه باشد؟! وقتی دانشجویان مظلوم امیرکبیر حتی پیش از دستگیری در اظهارنظرهای مقامات دادستانی گناهکارند، چه توقعی از عدل دستگاه قضایی می توان داشت؟
دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در روز چهارشنبه ۲۸/۱/۸۷ در اعتراض به وضعیت نامطلوب غذا و مشکلات سلف دانشجویان در صحن دانشگاه تجمعی صنفی برگزار کردند.
دانشجویان با امتناع از خوردن غذا و چیدن سینی های غذای خود از درب سلف تا درب خوابگاه مرکزی پسران اعتراض خودرا به وضعیت موجود مسائل صنفی نشان داده اند، که پس از آن به منظور بررسی خواسته های دانشجویان تعدادی از مسئولین دانشگاه برای پاسخگویی حاضر شدند.
مهرداد لهراسبی تنها زندانی که اتهام حال وی مربوط به واقعه قیام دانشجویی ۱۸ تیرماه سال ۷۸ معروف به کوی دانشگاه بود و ابتدا مانند سایر متهمین پرونده به اعدام و سپس با تقلیل به ۱۵ سال زندان محکوم گشته بود، پس از تحمل ۹ سال رنج و شکنجه و زندان غیرانسانی و ناعادلانه در بین زندانیان خطرناک زندان رجایی شهر کرج و همینطور پس از سلسله اعتراضات و اعتصابات خودسرانجام در قالب عفو مشروط که تا مدت زمانی بصورت اخذ سیمستماتیک و مرتب امضاء خواهد بود شب گذشته مورخه ۲۶/۱/۸۷ آزاد گردید.
فعالان حقوق بشر در ایران
عابد توانچه اعلام کرده است به دلیل عدم حضور وکیل مدافع در هیچکدام از مراحل پرونده، عدم فرصت برای تهیه دفاعیه و همچنین رفتارهای غیر قانونی در دوره ی بازداشت ضمن درخواست تجدید نظر نسبت به حکم دادگاه انقلاب در صورت صلاح دید دکتر ناصر زرافشان -وکیل حقوقی خود- علیه تیم بازجوئی خود اقامه ی دعوا خواهد کرد.
ابن فعال چپ در جواب این سوال که دادگاه انقلاب وی را متهم به ارتکاب چه جرمی کرده است عنوان داشت: «جریان رسیدگی به پرونده به قدری سریع و نا مشخص بود که حتی خود من هم در پایان نفهمیدم چه کیفر خواستی برای من صادر شده است. از توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت کشور تا تشکیل گروهک غیر قانونی معاند نظام، همه نوع اتهامی مطرح شد. جالب است که نماینده ی دادستان تنها ٣ دقیقه در کل جلسه ی دادگاه حضور داشت که آن هم بعد چندین بار تماس قاضی به وی بالاخره در دادگاه حاضر شد. نماینده ی دادستان بدون حتی شنیدن یک جمله با بیان بسم الله الرحمن الرحیم طی جملات بسیار کوتاهی خواستار اعمال مجازات علیه من شد. دانش سیاسی این فرد در حد صفر بود و حتی قدرت تفکیک نیروهای سیاسی چپ و راست از یکدیگر را نداشته و کلا در یک تقسیم بندی همه را ضد انقلاب و نامسلمان می دانست.»
همچنین امروز عابد توانچه در شعبه ی ۱۰۶ جزایی نسبت به حکم پرونده ای که وزارت اطلاعات در آن به دلیل کشف آلت قمار از وی شکایت کرده و منجر به حکم جریمه ی نقدی شده بود در خواست تجدید نظر کرد.
دانشجویان نسبت به عملکرد خلاف قوانین مسئولان در عدم اجازه به حضور مؤثر شورای صنفی در دانشگاه و سرباز زدن از پاسخ گویی به شورای صنفی و عدم پیگیری مطالبات دانشجویان و شورای صنفی معترض می باشند. مسئولین دانشگاه از پاسخ گویی به نامه های دانشجویان در زمینه مشکلات دانشگاه، خودداری می کنند.
در حال حاضر در دانشگاه اورمیه شورای صنفی دانشجویان تنها نهاد دانشجویی بود که با رای مستقیم دانشجویان انتخاب می شود، اما با برخوردهای غیر قانونی مسئولان دانشگاه اورمیه تمامی اعضای شورای صنفی در تمامی دانشکده ها ی دانشگاه اورمیه مجبور به استعفا شدند.
عابد توانچه در جواب این سوال که قصد دارد چه اقدامی در رابطه با اعتراض به پرونده خود انجام دهد گفت: «پدر و مادر من هر دو از بیماریهای قلبی رنج می برند. در طول این مدت و با تماسهای مکرر نهادهای امنیتی و قضایی شوکهای روحی شدیدی به آنها وارد شده است و این حکم حلقه ی آخر این بازی بود که بعد از شنیدن آن مادرم مجددا دچار حمله ی عصبی شده و پدرم هم مجددا دچار مشکلات جسمی گردیده است.»
اخبار روز
مسئولین دانشگاه در عوض پاسخ مناسب به دانشجویان و پیگیری مشکلات آنان در پاسخ به اعتراض دانشجویان گفته اند که اگر دانشجویان مشکلی دارند بهتر است دانشگاه یاسوج را رها کرده و برای ادامه تحصیل به تهران بروند. مسئولین دانشگاه بهبود وضعیت سلف دانشجویان را منوط به افتتاح سلف جدید دانشجویان دانسته اند.
غذاخوری جدید دانشجویان قرار بوده است در مهرماه ۸۶ افتتاح شود، ولی به هفته ۲۲ بهمن و سپس به آغاز سال جدید موکول شده است ولی تاکنون این امر محقق نشده است.
در پی صدور احکام تعلیق از تحصیل برای دانشجویان علامه مهدیه گلرو نایب دبیر انجمن اسلامی منتخب این دانشگاه، صدور این احکام را در راستای تلاش ریاست دانشگاه علامه در خالی کردن فضای دانشگاه از فعالان دانشجوی ارزیابی کرد.
گلرو با اشاره به احکام تعلیق از تحصیل صادر شده گفت مدیریت این دانشگاه به هر شکلی و بدون رعایت موازین قانونی برای حذف دانشجویان فعال از عرصه عمومی دانشگاه تلاش می کند.
گلرو بااشاره به صدور مجدد دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات برای وی گفت:مسئولان دانشگاه علامه با آغاز ترم جدید و علیرغم پایان یافتن ۲ ترم محرومیت قبلی که در پی برگزاری انتخابات آزاد انجمن صادر شده بود، به مدت ۲ ماه و بدون هیچگونه حکمی از ورود من به محل تحصیلم جلوگیری کردند. و هنگام مراجعه به دانشگاه و حراست هر کدام ممنوع الورود بودن غیرقانونی مرا به عهده دیگری می انداختند و در نهایت مجددا ۲ ترم تعلیق با احتساب سنوات برای من صادر کردند.
گلرو با کم سابقه دانستن صدور ۴ ترم تعلیق پیاپی با احتساب سنوات گفت: صدور این احکام سنگین از یک سو برای خالی کردن دانشگاه از فعالان دانشجویی و از سوی دیگر برای ایجاد جو رعب و وحشت در میان سایر دانشجویان انجام می گیرد.
این دانشجوی دانشگاه علامه ادامه داد: آن دسته از فعالان دانشجویی نیز که پس از پایان دوره تعلیق به دانشگاه بازگشته اند به شدت زیر ذره بین هستند و حراست برای هر موضوع جزئی از آنها بازخواست می کند. و حتی به سایر دانشجویان برای ارتباط با فعالان دانشجویی هشدار می دهند. به گونه ای که یکی از دانشجویان به جرم ارتباط با انجمن اسلامی منتخب دانشجویان به ۱ ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده است.
گلرو با انتقاد شدید از نحوه عملکرد شریعتی رییس این دانشگاه گفت: مدیریت دانشگاه علامه گروهی از اساتید با ایدئولوژی خاص را وارد دانشگاه کرده است به گونه ای که یکی از این اساتید در کلاس درس خود تاکید می کند که تاریخ ایران یک تاریخ ۳۰ ساله و از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده است و فضای رعب و وحشت ایجاد شده اجازه اعتراض دانشجویان به این توهینها را نمی دهد.
گلرو گفت: تعدادی از دانشجویان تعلیقی دانشگاه علامه دارای پرونده های قضایی هستند و بعضا به قید وثیقه ازادند اما مدیریت دانشگاه علامه نه تنها اقدامی در جهت حل مشکلات قضایی دانشجویانش نمی کند بلکه جناب شریعتی از اساس وجود این دانشجویان را منکر می شود! به گونه ای که در زمان بازداشت سعید فیض الله زاده دانشجویان به ایشان مراجعه می کنند و خواستار تلاش وی در جهت ازادی فیض الله زاده در استانه عید نوروز می شوند اما آقای شریعتی منکر وجود دانشجویی به نام سعید فیض اله زاده در دانشگاه علامه می شود.
مسئولین کمیته انضباطی در گفتگوهای شخصی با دانشجویان احضار شده عنوان کرده اند که حکم همه ی دانشجویان سنگین و یک یا دو ترم تعلیق با احتساب سنوات خواهد بود. ساختار کمیته انضباطی دانشگاه شیراز به گونه ای است که دانشجویان احضار شده نمی توانند در جلسه ی کمیته ی انضباطی حضور یابند و از خود دفاع کنند. آنها تنها باید یک دفاعیه کتبی به کمیته ی انضباطی تحویل دهند. این شیوه ی برخورد کمیته انضباطی کاملا غیر قانونی است و تا کنون کمیته انضباطی ۹ نفر از دانشجویان را به صورت غیابی و بدون اینکه از خود دفاعی کرده باشند، به مجموعا ۱۷ ترم تعلیق محکوم کرده است.
بدین وسیله ما دانشجویان دانشگاه شیراز به مسئولان دانشگاه اخطار می کنیم: اگر حکم های صادره قبلی پس گرفته نشود و احضاریه های ۳۰ دانشجو لغو نشود، دانشگاه شاهد تجمعات گسترده ای خواهد بود با این تفاوت که اعتصاب غذای نامحدود نیز به این تجمعات اضافه خواهد شد.
همچنین دانشجویان دانشگاه شیراز از دانشجویان سراسر کشور درخواست می کنند که با برگزاری تجمعاتی مشابه با رویکردِ آزادی آکادمیک و استقلال دانشگاه ها و در راس این موارد برکناری روسای انتصابی، حمایت خود را از این جریان نشان دهند.
به گفته یکی از شاهدان، ماموران پلیس با خارج کردن خریدهای شخصی زنان از کیسه ها و نمایش آن مقابل چشم های دیگر رهگذران با بررسی رنگ، مدل و طرح لباس ها زنان را «ارشاد» می کردند. فاجعه آنجا است که به دلیل کمبود ماموران پلیس زن برای بررسی همه خریدهای زنان در آن منطقه، ماموران پلیس مرد به کمک همکاران خود شتافتند و با قرار دادن زنان در صفی منظم آنها را دقایقی طولانی معطل می کردند تا ساک های خریدشان توسط ماموران زن مورد بررسی قرار گیرد. در غیر اینصورت اجازه تردد به آنها داده نمی شد!
شهروندان متعجب از این رفتار پلیس، بارها از ماموران پرسیدند:«اگر از نگاه شما ارائه اینگونه لباس ها خلاف است چرا با فروشندگان آنها برخورد نمی کنید؟» اما آنها هربار در کمال آرامش پاسخ دادند: «برخورد با فروشندگان وظیفه این یگان نیست»!
سلمان یزدان پناه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “علاوه بر ۶ مورد اتهامی که در اسفند ماه برای بنده صادر شد، مجددا من را به دلیل شکایت نیروی انتظامی به اتهام خسارت به ماشین پراید نیروی انتظامی احضار کرده اند.” وی ضمن تکذیب این اتهام افزود: “اتهام خسارت به ماشین پراید نیروی انتظامی در روز ۶ بهمن به هنگام سخنرانی یک اتهام ساختگی و واهی است.”
تحریک دانشجویان به تجمع غیرقانونی، درگیری با پلیس، توهین به عمید زنجانی رئیس (سابق) دانشگاه تهران، توهین به نظام، تخریب اموال عمومی، بستن خیابان امیرآباد و اخلال در نظم شهر، اتهامات وارد به یزدان پناه در اسفندماه گذشته بود. وی تاکنون ۲ ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، زینب پیغمبرزاده پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای دانشجویی، ۲ ترم از تحصیل محروم بود. وی مجددا به کمیته انضباطی دانشگاه نیز احضار شده است.
پیغمبرزاده که در اسفند ۸۵ همراه سی و دو نفر از فعالین زن مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، در آذرماه گذشته به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور محاکمه شد.
جالب آن که تاکنون به موجب احکام صادره برای برخی از فعالین زن که در روز ۱۳ اسفند ۸۵ مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند، این افراد از اتهامات انتسابی به طور کامل تبرئه شده اند، اما برای برخی دیگر، از جمله زینب پیغمبرزاده، در خصوص همین اتهام احکام سنگین حبس صادر می شود.
تجمع دانشجویان دانشگاه شاهد در اعتراض به حذف این دانشگاه از لیست دانشگاه های دولتی
تعدادی از دانشجویان دانشگاه شاهد در اعتراض به قرار گرفتن دانشگاه شاهد در زمره دانشگاه های خاص و حذف این دانشگاه از لیست دانشگاه های دولتی و عمومی، اقدام به تحصن در مقابل ساختمان اصلی دانشگاه کردند.
عبدالرضا گنجی پور، مدیر روابط عمومی دانشگاه شاهد در این زمینه گفت: “تا پیش از این دانشگاه شاهد جزو دانشگاه های دولتی وتحت نظر وزارت علوم، تحقیقات وفناوری محسوب می شد که دانشجویان خود را اغلب از بین رتبه های برتر کنکور سراسری می پذیرفت، اما با خاص محسوب شدن این دانشگاه رتبه های پذیرفته شدگان در این دانشگاه تبدیل به رتبه های پنج رقمی خواهد شد که این شیوه پذیرش سبب افت علمی شدید دانشگاه خواهد شد و همین مساله سبب اعتراض دانشجویان به این امر شده است.
گنجی پور با اشاره به حق بودن اعتراض دانشجویان گفـت: “بلافاصله بعد از شروع تحصن کامیار ثقفی رئیس دانشگاه در بین دانشجویان حضور پیدا کرده و اقدام به توضیح ماجرا برای دانشجویان و شنیدن اعتراضات آنان کرد.”
و اما این رویای موهنی است که از فرطِ پرخوری به سراغ حاکم آمده است. درست است که یک تودهی سیاسی ممکن است با ایجاد جو رعب و وحشت از میدان به در رود، اما اگر احضاری میخواست توده باشد، تسلیم و فریفتهی همان دستگاههای ایدئولوژیک بیشمار میشد؛ تسلیم مدرسه، استادهای مودب و باشخصیت، طرحِ هزارم ارتقای امنیت اجتماعی، مصوبه یک میلیون و شصت و چهارم شورای عالی انقلاب فرهنگی و…
سرکوب نشانهی خوبیست، چرا که به معنای پایان اجماع ایدئولوژیک است، پایانی که سرکوب نیز روند آن را تسریع خواهد کرد. چماقی که بر سر یک احضاری فرود خواهد آمد، قطعا تعدادی از همان دلبستگان به ایدئولوژیِ مستقر را به احضاریهای آینده مبدل خواهد ساخت. بیرون آمدن چماق سرکوب پس از مدتی قطره را سیل خواهد ساخت. یک احضاری از طوفان خبر میدهد، از شورشی که به قول آلن بدیو یکی از خواستهای فلسفه در شرایط هرج و مرجِ بسامان و با قاعده است.
۲- یک احضاری یک جعبهی باروت است، فاصله تا انفجار به اندکی مشتعل شدن فتیله است. حاکم سعی در حذف احضاری دارد، اما جایی برای استقرار او پیدا نمیکند. تعلیق، اخراج و زندان جاهایی نیستند که نتیجهی مورد انتظار حاکم را برآورده سازند، چرا که در این فضاها نیز احضاری کارکرد خود را دارد، چرا که چشم همگان به دنبال چنین فضاهایی و چگالی افراد حاضر در آن است. انباشته شدن زندان خود به نارضایتیها دامن میزند. احضاری نماد مخالف است و حاکم علاقهمند کشتن چنین کسی است. روند کوبیدن چماق بر فرق سر یک احضاری در نهایت به مرگ وی منجر میشود اما حاکم این کار را نیز نمیتواند بکند چرا که حذف یک مخالف به معنای ظهور دهها مخالف است و این همه در نهایت موجودیت حاکم را به خطر میاندازد.
ماموران کلانتری ولنجک ۶۷ نفر دختر و پسر را در یک مهمانی در خیابان مقدس اردبیلی در حال رقص و پایکوبی دستگیر کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، ماموران با هماهنگی مقام قضایی وارد منزل شده و ۳۱ نفر دختر و ۳۶ نفر پسر را دستگیر، و به اداره مبارزه با مفاسد اخلاقی منتقل کردند.
لازم به ذکر است اینگونه دستگیرها مصداق تجاوز به حریم خصوصی افراد می باشد و نیروی انتظامی به سادگی خصوصی ترین حریمهای افراد را نادیده می گیرد.
خبرنامه امیرکبیر پیش از این در چند گزارش جداگانه تا حدی محتویات پرونده این سه دانشجو از قبیل مستندات موجود در پرونده، ادله دادستانی و وزارت اطلاعات مبنی بر گناهکار بودن این دانشجویان و… را منتشر کرد. از جمله مستندات ارائه شده از سوی وزارت اطلاعات فیلم «خط سیاه» بود که محتویات آن به صورت کامل منتشر و توسط دانشجویانی که در جریان تهیه این فیلم بودند، در قالب دو نامه جداگانه شرح داده شد.
بررسی مستندات دادستانی و وزارت اطلاعات در این پرونده به وضوح نشان می داد که تنها مستند موجود در این پرونده که بر گناهکار بودن دانشجویان دلالت دارد، اعترافاتی است که تحت فشار و شکنجه در بند ۲۰۹ از آن ها اخذ شده است و بقیه مستندات همگی بر همین اعترافات تکیه داشته و ادله ی تازه ای را ارائه نمی نماید.
جالب آن که اعترافات اخذ شده از دانشجویان نیز حاوی تناقضات فراوانی است که بر ساختگی بودن سناریوی طرح ریزی شده توسط تیم بازجویی و نامعتبر بودن این اعترافات تاکید می گذارد. تناقضاتی که با حذف ده ها صفحه از اعترافات دانشجویان از پرونده، جا به جا کردن گسترده ترتیب صفحات بازجویی، لاک گرفتن بخش هایی از اعترافات که حاوی تناقضاتی بیشتری بوده و حکایت از بیگناهی دانشجویان داشته است، قابل لاپوشانی نبوده است.....
احمدزاده کرمانی، رییس دانشکده خبر ، دانشجوی مقطع دکترا در دانشگاه امام صادق است که سال گذشته به این سمت منصوب شد. وی سال گذشته در اولین اقدام دیوار جنسیتی را در دانشکده ایجاد کرد به با اعتراض گسترده دانشجویان روبرو شد و در نهایت مجبور به برچیدن این دیوار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، بهکارگیری اساتید بیتجربه که از دوستان و همکلاسیهای احمدزاده هستند و تاکنون کمتر در دانشکده خبر سابقه داشته است و استفاده از افرادی همچون فاطمه رجبی به عنوان استاد در دانشکده باعث اعتراض و نارضایتی دانشجویان شده است، اما وی بدون توجه به این اعتراضات و با حمایت دولت به کار خود ادامه میدهد.
در بخش هایی از نامه دانشجویان دانشکده خبر که خطاب به دکتر اسلامی، مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم نوشته شده است، آمده است:
“آنچه که هم اکنون در این دانشکده در جریان است برخلاف سیاستهای کلی اعلام شده وزارت علوم در ایجاد فضای پرنشاط دانشجویی تعریف میشود؛ بهطوری که با اعمال نظارات پیش از چاپ برای نشریات دانشجویی، مطالب را آنگونه که خود میخواهند تغییر میدهند و در صورت اعتراض نیز یارانه چاپ نشریه حذف و یا نشریه را توقیف میکنند؛ چه برسد به اینکه نشریات صنفی یا منتقد بخواهند حرفی برای گفتن و نقد کردن داشته باشند، چه، در همان مراحل نخست از انتشار آنها جلوگیری میشود.
مسئولان دانشکده خبر اعلام میکنند که با فعالیت دانشجویی در دانشکده مخالفاند و از سوی دیگر با توجه به اینکه افکار سیاسی، صنفی و علمی مختلف باید در دانشگاه امکان ابراز عقیده داشته باشند، دانشکده خبر و در مرحله بالاتر دانشگاه جامع علمی- کاربردی با شکلگیری تشکلهای قانونی و اسلامی دیگر به جز ” بسیج ” مخالفت میکنند.”
در پایان، دانشجویان خواستار آزادی فعالیت های دانشجویی، راهاندازی تشکلها و انتشار نشریات در دانشکده خبر شدند.

در حالی که چند روزی از پایان تعطیلات نوروز نگذشته بود، احضار ۳۰ دانشجو دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی از آغاز سرکوب دانشجویان این دانشگاه خبر داد. پس از آن صدور حکم دو سال حبس تعلیقی برای آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، و شش ماه حبس برای حسین یوسفی و غفور حبیب پور دو دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تبریز و احضار پدرام رفعتی، عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، و آرش خاندل، عضو انجمن اسلامی دانشگاه لرستان، به دادگاه انقلاب و بازگشایی پرونده های مربوط به بسیاری دیگر از دانشجویان عزم دولت برای سرکوب گسترده دانشجویان را تایید کرد. همچنین گزارش شده است تعدادی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر و علامه طباطبایی نیز به دادگاه انقلاب احضار شده اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، بازداشت اردشیر کریمی خیاوی، مهدی کیانی و آیدین قره باغی، ۳ دانشجو در اردبیل، صدور حکم محرومیت از تحصیل برای ۱۳ دانشجو دانشگاه علامه و احضار ۱۲ دانشجوی دانشگاه آزاد شهر ری به کمیته انضباطی در حالی صورت میگیرد که هنوز اولین ماه سال جدید به پایان نرسیده است. در این میان گزارش دیده بان حقوق بشر مبنی بر شکنجه دانشجویان زندانی باز هم ابعادی دیگر از مهرورزی های دولت احمدی نژاد را آشکار ساخت.
زنان نیز در سال جدید با احضار، بازداشت و سرکوب مواجه شده اند. خدیجه مقدم از فعالان حقوق زنان، سه شنبه هفته گذشته در منزل مسکونی اش دستگیر و با قرار وثیقة یک میلیارد ریالی روانه بازداشتگاه وزرا شد. پیش از آن نیز در روز شنبه، ۱۷ فروردین، پروین اردلان، فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا، به شعبه یک دادیاری ویژه امنیت احضار شده بود.
همچنین اخراج و سرکوب کارگران و متقابلا اعتراض های کارگران به مشکلات موجود تقریبا در تمامی روزهای ۲ هفته گذشته پس از تعطیلات نوروزی در جریان بوده است. اعتراضات گسترده و دامنه دار کارگران نیشکر هفت تپه که از هفته پیش آغاز شده است، همچنان ادامه دارد. کارگران کارخانجات و شرکت هایی نظیر، شرکت ایران صدرا، سد سیاه زخ، پارس واشر، دروس ایران و … نیز طی روزهای گذشته در قبال اخراج خود و وضعیت نامناسب معیشتی اعتراضاتی را برگزار کردند. روز گذشته نیز کارگران لاستیک البرز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود، با آتش زدن لاستیک جاده تهران - اسلامشهر را مسدود کردند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، احضار سعید ترابیان، محمد ابراهیم نوروزی گوهری، عباس نژند کودکی و داوود رضوی، ۴ نفر از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد و احضار دسته جمعی معلمینی که در دادگاه انقلاب پرونده داشته اند نیز نشان از بازگشایی پرونده ها جهت اعمال فشار به کارگران و معلمان دارد.
همچنین طی این مدت حداقل ۳ روزنامه نگار، اسماعیل جعفری، سید ظهور نبوی چاشمی و رحیم غلامی بازداشت و مجوز انتشار ۴ نشریه لغو شده است. هادی قابل، دبیر و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، بهرام آبتین، فعال میراث های فرهنگی، و بهروز علیزاده و وداود سعادتی، دو فعال سیاسی در اردبیل، نیز از افرادی هستند که طی روزهای گذشته بازداشت شده اند. عمادالدین باقی، روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و دبیر انجمن دفاع از حقوق زندانیان نیز به زندان احضار شده است.
جناب آقای دکتر زاهدی وزیر محترم علوم تحقیقات و فناوری
با سلام و احترام
مطلع شدیم یکی از هم دانشگاهی هایمان به نام آقای کارو صدیقیانی ورودی ۸۵ کارشناسی ارشد رشته مهندسی مکانیک با حکم اخراج از سوی وزارت متبوع جنابعالی مواجه گردیده است و علی رغم پیگیری های فراوان ایشان، هیچ دلیل و مدرک مستندی از سوی وزارت متبوع جنابعالی ارائه نگردیده است.
بدین جهت چنین حکمی را فاقد وجاهت قانونی و مغایر با آیین نامه های آن وزارت و قوانین موضوعه کشوری می دانیم.
لازم به ذکر است ایشان که جزو دانشجویان ممتاز پژوهشی در دانشکده و همچنین دارای چندین مقاله معتبر علمی می باشد، در حالی با این حکم غیر منتظره مواجه گردیده است که تنها سه ماه به فارغ التحصیلی ایشان باقی مانده است و این برخورد بدعت آمیز علاوه بر اینکه ضربه سنگینی به ایشان وارد نموده، باعث ایجاد نگرانی های فراوان در عموم دانشگاه گردیده است.
لذا شورای صنفی دانشجویان به نمایندگی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت خواهان رجعت به قانون و حل هرچه سریعتر مشکل آموزشی این دانشجو می باشد. همچنین در صورت اصرار آن وزارتخانه بر این تصمیم ارائه توضیحات و مستندات مربوطه جهت تنویر و قضاوت افکار عمومی از بدیهی ترین حق دانشجویان -که هر یک ممکن است در معرض چنین تصمیمی قرار بگیرند- می باشد.
با تشکر
شورای صنفی دانشجویان
دانشگاه علم و صنعت ایران
رو نوشت به:
دکتر جبل عاملی ریاست محترم دانشگاه جهت اطلاع و پیگیری
برد عمومی شورای صنفی دانشجویان جهت اطلاع
تقریبا هر روز خبری جدید از دانشگاههای ایران میرسد: تحصن، تجمع، تشکیل کمپین برضد سهمیه بندی جنیسیتی، اعتراض به مدیریتهای انتصابی، اعتراض به سختگیریها. در روزهای گذشته چند دانشگاه صحنه بروز این ناراضایتیها بودند.
دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل روز چهارشنبه گذشته با پخش بیانیه در صحن دانشگاه نسبت به تغییر ناگهانی سرپرست دانشگاه اعتراض کردند. تجمع وشعارهای آنها در جلسه معارفه رییس جدید دانشگاه باعث شد جلسه پیش از موعد و بدون سخنرانی رییس جدید دانشگاه بابل به پایان رسد.
بیش از سی دانشجوی دانشگاه شیراز در روزهای گذشته احضار شدند. این دانشجویان متهماند که در دانشگاه شیراز دست به ایجاد بلوا و آشوب زدهاند. دانشجویان این دانشگاه ماههاست که برای رسیدگی به خواستههایشان تلاش میکنند. اعتراض دانشجویان، به گفته فعالان دانشجویی این دانشگاه مسالمت آمیز بوده و نمیتواند بهانهای برای احضاریه باشد. اعتراض در دانشگاه شیراز به سختگیریها و محدودیتهایی است که ریاست دانشگاه به دانشجویان تحمیل کرده است؛ از جمله نصب دوربین در محوطه دانشگاه. کمیته انضباطی سی نفر از دانشجویان را برای ترمهای متوالی از تحصیل محروم کرده است. دانشجویان دانشگاه شیراز تا هفته آینده به مسئولان برای پس گرفتن احضاریهها مهلت دادهاند. آنها گفتهاند که اگر به خواستشان بیتوجهی شود، آنها نیز به طور گستردهتری به اعتراض خود ادامه خواهند داد.
بهرام فیاضی از فعالان دانشجویی شیراز میگوید:
“متاسفانه در رابطه با بحث دانشگاه شیراز پارسال، یعنی حدود شش ماه بعد از مدیریت جدید دانشگاه که آقای دکتر صادقی باشند، اعتراضات دانشجویی بالاخره شکل گرفت در رابطه با برخورد ایشان با تشکلهای دانشجویی، تشکلهای مستقل، کانونهای فرهنگی و هنری و کلا رویکردی که ایشان در رابطه با برخورد با دانشگاهها داشتند. منتها نوع برخورد و نوع نگاه رییس دانشگاه شیراز و در کل اگر بخواهیم بگوییم، کلا مجموعه نظارت علوم شاید، متاسفانه نگاه امنیتی است. یعنی با هر مسئلهای و هر نقد و انتقادی که صورت میگیرد، به جای اینکه پاسخگویی شفاف و مشخصی داشته باشند برای دانشجوها و مطالبات دانشجویان را حداقل بشنوند و بتوانند ترتیب اثری به آنها بدهند، متاسفانه همهی این مسایل را منحرف میکنند و درواقع با نسبت دادن این مسایل به جریانات سیاسی یا جریاناتی که در واقع مخالف نظر ایشان هستند، متاسفانه در جهت سرکوب این مطالبات برمیآیند.”
بهرام فیاضی میگوید تا زمانی که این روند ادامه پیدا بکند،مطالبات همچنان مطرح میماند و اگر سرکوب هم صورت بگیرد، نهایتا کوتاه مدت جواب خواهد داد.
تحصن در دو دانشگاه
روز سه شنبه گذشته نیز دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی به وضعیت بد غذا اعتراض کردند. آنها دست به تحصن زدند و ظرفهای غذا را در حیاط دانشکده چیدند. دانشجویان گفتهاند که اگر به وضع غذای دانشکده رسیدگی نشود، دوباره تحصن خواهند کرد.
در همین روز دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه فردوسی واحد نیشابور نیز دست به تحصن زدند و خواستار استعفای معاونت دانشکده شدند. اعتراض آنها به رفتار ناشایست معاونت با دانشجویان و اساتید است. دانشجویان برای نشان دادن اعتراض خود از نیشابور به مشهد رفتند و در مقابل درب اصلی دانشگاه فردوسی تحصن کردند. آنها گفتهاند که تا گرفتن پاسخ به خواستههایشان به تحصن ادامه خواهند داد. سایر دانشجویان دانشگاه فردوسی با بردن پتو و لوازم دیگر از آنها حمایت کردهاند.
دانشجو و زندان
سازمان دیدهبان حقوق بشر دیروز (۲۲ فروردین) اعلام کرد که چهار دانشجوی بازداشت شده، بهروز کریمی زاده، پیمان پیران، علی کانتوری و مجید پورمجید، که از فعالان سازمان دانشجویان آزادیخواه وبرابریطلب هستند، مورد شکنجه قرار گرفتهاند. چهل نفر از فعالان این سازمان حدود چهار ماه پیش دستگیر شدند که بقیه بجز این چهار نفر آزاد شدهاند.
احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، از اردیبهشت ماه سال گذشته یعنی نزدیک به یک سال است، در بلاتکلیفی در زندان بسر میبرند.
علی نکونسبتی، یکی دیگر از فعالان دانشجویی معتقد است که هرچه دولت با مشکلات بیشتری مواجه میشود درعرصههای سیاسی، فرهنگی و پروندهی هستهای وسیاست خارجی، فشار بر منتقدان را افزایش میدهد:
«این مسئله در مورد برخوردهای صورت گرفته با آقای قابل، باقی، فعالین کارگری و فعالین جنبش زنان که در روزهای گذشته چند نفرشان دستگیر و یا به دادگاه انقلاب احضار شدهاند، کاملا مشخص است. در مورد دانشگاهها هم در همان مجموعه باید نگاه کرد و فشار بر روی دانشگاهها را هم افزایش دادهاند.»
نکو نسبتی میگوید که دانشجویان سعی میکنند در برابر این فشارها مقاومت کنند. ضمن این که این فشارها از سوی نهادهای بیرون دانشگاه هم حمایت میشود. وی میافزاید:
«در روزهای اخیر تعداد زیادی از دانشجوها به دادگاه احضار شدند و یا مراحل بازجویی و بازپرسیشان باید به اتمام برسد تا دادگاه تشکیل بشود، یا حکم برای آنها صادر شده که نمونهی بارزش آقای آرمان صداقتی هست که به دوسال حبس محکوم شدهاند. ولی جالب است که این حکم ظرف مدت نیمساعت برای ایشان صادر شده است.»
به گفتهی نکونسبتی، حکم از قبل آماده بوده و فقط به اطلاع آرمان صداقتی رسیده است و دفاعیات و کیل مراسم دادگاه یک تشریفات بیشتر نبوده است. وی تاکید میکند:
«ما با یک اقلیت تمامیتخواهی در کشور مواجه هستیم که تا آنجایی که ممکن است، باید در برابر اینها مقاومت کنیم. هر قدمی که ما عقب بگذاریم، آنها بیشتر جلو خواهند آمد. و امروز اگر فعالین دانشجویی را هدف گرفتهاند، بعد از حذف این گروه به سوی اساتید و مسایل دیگری میروند. و ما شاهد آن هستیم که در دانشگاههایی که توانستند از این سد رد بشوند، به پوشش دانشجویان گیر دادهاند و وضعیت امکانات دفاعی به شدت کاهش پیدا کرده است. به هرحال راه دیگری بجز مقاومت وجود ندارد. ما تنها امیدوار هستیم سایر گروههای اجتماعی هم به این رویکرد روی بیاورند و از حالت بیتفاوتی خارج بشوند.»
مریم انصاری
رادیو دویچه وله
این احکام که به امضای «صدرالدین شریعتی» رئیس دانشگاه علامه رسیده، برای اکثر دانشجویان قطعی و برای تعدادی نیز بدوی است. بر این اساس امیر رئیسیان، مهربان کشاورز، فرهنگ سلامی، امیر یعقوب علی، شیما فرزادمنش، نگین فرازمند و مهدی گلرو یک ترم از تحصیل محروم شده اند. همچنین عسل اخوان و صادق شجاعی با دو ترم تعلیق مواجه هستند. به علاوه چهار نفر از دیگر دانشجویان هم جمعا ۶ ترم از تحصیل تعلیق شده اند.
کمیته انضباطی دانشگاه علامه در شرایطی این احکام را صادر کرده است که در سال گذشته صدور ۴۰ ترم تعلیق دانشجویان از تحصیل را در کارنامه خود دارد. همچنین هفت نفر از دانشجویان معلق از تحصیل شامل سلیمان محمدی، رشید اسماعیلی، امیر رئیسیان، علیرضا ارشادی فر، علیرضا موسوی، مهدی گلرو و مجید دری هم اکنون ممنوع الورود هستند و اجازه تردد در دانشگاه علامه را ندارند.
دانشجویان علامه طی ماه های گذشته با برگزاری چندین تجمع و مراسم مختلف خواستار برکناری شریعتی رئیس دانشگاه، بوده اند. این تجمع ها در کنار مطالبات صنفی آنها در سال جاری نیز استمرار پیدا کرده است. به طوری که سه شنبه هفته گذشته جمعی نزدیک به ۳۰۰ نفر از دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه علامه در اعتراض به وضعیت بد غذا، نحوه مدیریت دانشگاه و چگونگی انتخابات شورای صنفی اعتصاب غذا کردند.
دانشجویان به صورت خودجوش ظرف های غذا را از سلف دانشگاه بیرون آوردند و در حیاط دانشگاه چیدند. اعتراض آنها با حضور برخی از مسوولان دانشگاه از جمله معاون پژوهشی دانشکده ادبیات و مسوول غذای دانشگاه و وعده پیگیری درخواست های آنان خاتمه پیدا کرد.
او که در جمع اعضای هیات علمی دانشگاه فرودسی مشهد و سبزوار حاضر شده بود، گفت: «در صورتی که دانشگاه ها احساس کنند در رشته ای ترکیب جنسیتی خاصی باید لحاظ شود آن را به سازمان سنجش اعلام کنند تا سازمان براساس آن اقدام به پذیرش دانشجو کند.» وزیر علوم در حالی نظر موافقش را با سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه ها اعلام می کند که مدت هاست این موضوع به یکی از موارد مورد اعتراض فعالان زن و دانشجویان مبدل شده است. چند روز پیش ۷۰۰ دانشجو و فعال حقوق زنان با امضای بیانیه ای نسبت به این موضوع اعتراض کردند و آن را ادامه سیاست های پدرسالارانه در جهت محدود کردن زنان ایرانی برای ورود به دانشگاه ها خواندند.
آن ها همچنین سهمیه حداقلی ۳۰ درصدی برای ورود هر دو جنس به دانشگاه را به نفع پسران دانستند.
وزیر علوم با بیان این که در تعدادی از رشته های پزشکی و فنی مهندسی ترکیب جنسیتی حداقلی در نظر گرفته شده تاکید کرد: «برای رشته هایی که احساس شود ورود حداقلی از دو جنس باید رعایت شود سازمان سنجش آن را اعمال می کند: «به گفته او در حال حاضر درباره ترکیب جنسیتی در دانشگاه های کشور نگرانی خاصی وجود ندارد؛ ۴۹ درصد دانشجویان دانشگاه ها پسر و ۵۱ درصد دختر هستند اما اگر دانشگاه ها حس کنند که در رشته ای ترکیب جنسیتی خاصی لازم است آن را به سازمان سنجش بگویند تا سازمان براساس آن نیاز اقدام کند.
همچنین اعضای هیات علمی این دو دانشگاه خواستار اعمال گزینش اخلاقی و رفتاری برای پذیرش دانشجو در برخی رشته های خاص شدند. تجدیدنظر در سقف موظفی اعضای هیات علمی و افزایش امکانات برای تسهیل دسترسی دانشجویان به پایگاه های اطلاعاتی و جلوگیری از رشد فزایده موسسات آموزش عالی غیرمجاز از دیگر خواسته های اعضای هیات علمی این دو دانشگاه بود.
در پی احظار تلفنی آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، به دادگاه انقلاب بلافاصله دادگاه این دانشجو بدون حضور وکیل تشکیل و دقایقی بعد حکم ۲ سال حبس تعلیقی به وی ابلاغ شد.
آرمان صداقتی آبان ماه سال گذشته پس از شرکت در تجمع دانشجویان در دانشگاه علامه، که در اعتراض به صدور احکام سنگین حبس برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر و محرومیت دانشجویان از حق تحصیل برگزار شده بود، به همراه بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی دستگیر و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر روز شنبه، ۱۷ فروردین، از این دانشجو خواسته شد در اسرع وقت به دادگاه انقلاب مراجعه کند. صداقتی پس از آن که تا روز دوشنبه نتوانست به دادگاه مراجعه کند بار دیگر از دادگاه انقلاب با خانواده وی تماس گرفته شد و از آن ها خواسته شد هر چه سریعتر فرزند خود را به دادگاه انقلاب معرفی نمایند.
روز سه شنبه، ۲۰ فروردین، پس ار مراجعه این عضو انجمن اسلامی امیرکبیر به دادگاه انقلاب، قاضی شعبه ۲۸ بلافاصله با فراخواندن متین راسخ، نماینده دادستان، دادگاه را بدون حضور وکیل متهم تشکیل داد و به درخواست استمهال وی نیز توجهی نکرد. دادگاه با چند سوال و جواب کوتاه و پس از گذشت چند دقیقه به پایان رسید و بلافاصله حکم دو سال حبس تعلیقی به آرمان صداقتی ابلاغ شد.
گفتنی است دادگاه انقلاب با ارسال احضاریه دیگری برای پدارم رفعتی، دیگر عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، که او هم در جریان تجمع دانشگاه علامه بازداشت شد از او خواسته است جهت تشکیل دادگاه روز ۹ اردیبهشت به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب مراجعه کند. این احضاریه در تاریخ ۱۱ فروردین به دست پدرام رفعتی رسیده است.
گزارش های رسیده همچنین حاکی است شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با احضار آرش خاندل، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه لرستان، که در روز ۱۸ تیر در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران دستگیر شده بود، به تشکیل دادگاه وی اقدام و اعلام کرده است .
دانشکده ی ادبیات و زبان های خارجه ی دانشگاه علامه طباطبایی بار دیگر شاهد برگزاری تجمعی بود که دانشجویان در آن نسبت به کیفیت بد غذا، ناکارآمدی انجمن صنفی ومدیریت غیر پاسخگو اعتراض کردند.
اگر چه این تجمع کاملا خودجوش و دلایل شکل گیری آن نیزکاملا صنفی بوده است ولی آنچه مسلم است هیچ گاه نمی توان آن را به صورت مسئله ای جدا و بدون در نظر گرفتن نارضایتی های کلی دانشجویان که پس از روی کار آمدی رئیس انتصابی این دانشگاه، هر چند وقت یک باربه صورت های گوناگون خود را نشان داده است بررسی کرد. به طوری که ریشه و آبشخور این اعتراض صنفی را نیز باید در همان جایی جستجو کرد که به اعتراضات سراسری دانشجویان این دانشگاه در ادریبهشت ماه و خرداد و همچنین تجمع روز ۸ آبان سالی که گذشت شکل داده است. یعنی همان نحوه ی مدیریتی که با عملکرد پادگانی خود موجبات تعطیل نهادهای منتقد و تشکل های غیر وابسته ی دانشجویی و در راس آن انجمن اسلامی دانشگاه را فراهم کرده و به این طریق عملا امکان نظارت دانشجویان بر شیوه ی اداره ی خانه ی اصلی خودشان را از آنها سلب کرده است.
در همین راستا و بر پایه ی همین تفکر ریاست انتصابی دانشگاه بود که در انتخابات انجمن صنفی دانشگاه که چندی پیش برگزار شد کلیه ی نامزدهایی که به نوعی در عقاید و فعالیت هایشان از استقلالی نسبی برخوردار بودند رد صلاحیت شدند. و این گونه مسئولین انتصابی دانشگاه با نادیده گرفتن اکثریت دانشجویان این تشکل را نیز به دست اقلیتی هم سو با خود قرار دادند. بدین ترتیب چند تن معدود از برادران و خواهران ارزشی که هیچ گاه در معرض رای مستقیم دانشجویان قرار نگرفته اند با برخورداری از کلیه امکانات و امتیازات تشکل های مذکور از یک طرف در دفتر بسیج خالصانه به خدمت هم دانشکده ای های خود می رسند و از یک سو برد انجمن اسلامی تصرف شده را به روز می کنند. در دفتری دیگر به فعالیت در جهاد دانشگاهی می پردازند و دست آخر هم گریزی به کار تولید علم در انجمن های علمی می زنند.
و این در حالی است که سهم من و تو از این تخصصی ترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه ! زندان است و اخراج و بیش از۵۰ ترم تعلیق. تنها به این گناه که متفاوت از آن عده معدود می اندیشیم.
انجمن اسلامی منتخب دانشکده ی ادبیات دانشگاه علامه که همواره مشروعیت خود را از رای مستقیم دانشجویان کسب کرده است ضمن حمایت از کلیه مطالبات به حق دانشجویان اعلام می کند که تا هنگامی که مسیر نظارت و پاسخ خواهی از طریق تشکل های مستقل هموار نشود نمی توان امیدی به اصلاح وضعیت موجود داشت. چرا که هیچ گماشته ای به طور طبیعی توان اعتراض به گمارنده ی خود را ندارد و در تصمیم گیری هایش بیش از آنکه دربند منافع گروهی باشد که به نام آن فعالیت می کند، مصالح کسانی را در نظر می گیرد که او را بر مسند کار نشانده است. آن کس توان و شهامت اعتراض دارد که پشتوانه ی قدرت خود را از طریقی به غیر از انتصاب به دست می آورد و این همان حلقه ای است که امروز در انجمن صنفی، انجمن اسلامی تصرف شده، بسیج و دیگر تشکل های دانشگاه علامه گم شده است.
روز گذشته دانشجویان به محض ورود به سلف سرویس با بوی بدی مواجه شدند و وقتی مسوولان سلف حاضر به پذیرفتن اعتراض دانشجویان نشدند، ظرف های غذا را داخل حیاط دانشکده چیده و خواستار حضور و توضیح مسوولان درباره این وضعیت شدند.
سعید رحمانی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات در این مورد گفت: «مسوولین توجیه غیرمنطقی کردند و وعدههای بی جا دادند و دانشجویان نیز در مقابل تهدید کردند که درصورت تکرار وضعیت بد غذا دوباره متحصن خواهند شد.»
با توجه به برگزار نشدن انتخابات شورای صنفی دانشکده ادبیات و نبود تشکل های دانشجویی مرتبط با پیگیری حقوق دانشجویان، عملاً سازماندهی اعتراضات و پیگیری خواسته های طبیعی و صنفی دانشجویان از مجراهای صحیح، سخت و تقریباً غیرممکن به نظر می رسد.ضمن آنکه تجربه نشان داده، اعتراضات خودجوش دانشجویی در دانشگاه علامه، با عکس العمل شدید کمیته انضباطی مواجه می شود.
همچین روز گذشته دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه فردوسی- واحد نیشابور نیز دست به تحصن صنفی زدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان دانشکده هنر نیشابور دانشگاه فردوسی در تحصنی اعتراض آمیز در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه در مشهد خواستار استعفای معاونت دانشکده گردیدند.
لازم به ذکر است دانشجویان دانشکده هنر نیشابور در طی یک ماه گذشته متناوباً مراتب اعتراض خویش را نسبت به رفتار ناشایست معاونت کنونی دانشکده، مرتضایی، با دانشجویان و اساتید به ریاست دانشکده ارائه کرده بودند و طی تجمعی که با همین هدف و در اسفندماه سال گذشته مورخ چهارشنبه ۱۵/۱۲/۸۶ در محل دانشکده هنر نیشابور برگزار شده بود، قول شفاهی و کتبی برکناری معاونت کنونی را از طرف ریاست دانشکده دریافت کرده بودند،. ولی علاوه بر عدم تحقق این امر گزارشی غیردقیق و غیرصادقانه به دکتر آشوری مدیریت دانشگاه فردوسی ارائه گردید.
لذا دانشجویان مجبور به عزیمت از نیشابور به مشهد و اجتماع در مقابل درب اصلی ساختمان مرکزی دانشگاه برای رسیدگی به وضعیت خود شدند. این تحصن از ساعت ۱۰ صبح روز سه شنبه ۲۰/۱/۸۷ آغاز گردیده و با توجه به مذاکرات متعدد با مسئولین ذیربط از جمله ریاست دانشگاه، معاونت فرهنگی، ریاست دانشکده هنر و… و عدم تحقق درخواست های دانشجویان قرار است تا برکناری قطعی مرتضایی از پست معاونت دانشکده هنر و رسیدگی به وضعیت عدم صداقت و صلاحیت مدیریت دانشکده، ادامه یابد.
دانشجویان متحصن با همکاری جمعی از دانشجویان خوابگاهی دانشگاه فردوسی و تامین حداقل لوازمی همچون پتو، شب را در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه سپری نمودند.
در حالی که ۶ ماه از صدور رای شعبه ششم دادگاه انقلاب مبنی بر محکومیت سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، دایر بر چندین سال حبس تعزیری و اعتراض دانشجویان و وکلای مدافعشان به این حکم می گذرد، دادگاه تجدیدنظر همچنان از اعلام نظر خود در خصوص این پرونده امتناع کرده و دانشجویان را در وضعیت بلاتکلیفی نگاه داشته است.
این سه دانشجو از اردیبهشت ماه سال گذشته و در پی توزیع چند نشریه جعلی در دانشگاه امیرکبیر که حاوی مطالب توهین آمیز بود، بازداشت و پس از مدتی اعلام شد که آن ها به چاپ این نشریات اعتراف کرده اند. این در حالی بود که در پی آزادی ۵ دانشجوی دیگر و ملاقات خانواده این سه دانشجو با آن ها در زندان، مشخص شد که اعترافاتی کذب تحت شرایط شکنجه و رفتارهای غیرانسانی از این سه دانشجو اخذ شده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دادگاه انقلاب مهرماه ۸۶ بر اساس همین اعترافات دانشجویان را گناهکار دانست و برای ایشان احکام ۳، ۵/۲ و ۲ سال حبس تعزیری صادر کرد، اما دادگاه عمومی در آذرماه دانشجویان را در خصوص چاپ و توزیع نشریات موهن کاملا بیگناه دانست و حکم تبرئه آن ها را در این خصوص صادر کرد. این دادگاه همچنین با صدور قرار وثیقه برای این سه دانشجو خواستار آزادی آن ها تا زمان اعلام رای دادگاه تجدیدنظر در خصوص حکم صادره توسط دادگاه انقلاب شد. اما دادیار زندان بدون توجه به دستور قاضی از آزاد نمودن ایشان خودداری کرد.
سازمان سنجش آموزش کشور در سال ۱۳۸۵ برای ۲۶ رشته و در سال ۱۳۸۶ برای ۳۹ رشته، ورود دختران را تا ۳۰ الی ۴۰ درصد محدود کرد. این عمل هرچند با مخالفتهای زیادی از سوی فعالان زنان و نیز دانشجویان روبرو شد اما تا کنون خبری مبنی بر لغو قانون مربوطه منتشر نشده است.
تا سال ۱۳۸۴ دختران بیش از هفتاد درصد پذیرفتهشدگان دانشگاههای کشور را به خود اختصاص میدادند. این رقم در عین حال که از سوی بسیاری از کارشناسان نشانهای از رشد سطح آگاهیهای دختران ارزیابی شد، ولی از جانب مسئولان دولتی زنگ خطری خوانده شده که باید هرچه زودتر برای آن چارهاندیشی کرد.
نخستین مورد اعمال تبعیض جنسیتی در کنکور
عباس رحمتی، هادی عسگری، لقمان قدیری، اسماعیل جلیل وند، کاظم رضایی، محسن گوهری نیا، سعید کوشکی، عبدالله داوودیان، محسن زرین کمر، احسان هاشمی، هادی الم لی، سعید خسروآبادی، اکبر حسن پور، رحیم سلیمانی، امین درستی، سجاد فتاحی، سعید خلعتبری، سعید آشنایی، سعید لطفی، مجتبی شیخیان، رضا فولادی، یونس میرحسینی، محمد رضا دهقان، هاشم حسین پور، نسیم دالوند، ندا ضیغمی، ناهید افراسیابی و سحر یزدانی.
این احضار ها در حالی صورت می گیرد که در اسفند ماه گذشته پس از اتمام تجمع ده روزه دانشجویان که در اعتراض به مشکلات صنفی انجام شده بود ۱۰ تن دیگر از دانشجویان مجموعا به ۱۷ ترم محرومیت از تحصیل از سوی کمیته انضباطی محکوم شده بودند. همچنین در اسفند ماه در دانشگاه شیراز، علوم پزشکی و باهنر این شهر مجموعا ۲۱ انشجو بازداشت شده و پس از مدتی آزاد شدند.
فعالین دانشجویی شیراز اظهار می دارند که این احضارها در روزهای آینده باز هم افزایش می یابد.
قاضی اجرای احکام نیز با پذیرش عذر موجه، پرونده را از دستور کار شعبه خارج و جهت ارجاع به دادگاه تجدید نظر، به شعبه ی ۲۶ دادگاه انقلاب (شعبه ی بدوی)عودت داد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
پانزدهم فروردين سالروز درگذشت شاعر مشهور معاصر ايران زمين، پروين اعتصامي، بود.
به گزارش شبكه خبر: پروين اعتصامي كه نام اصلي او رخشنده است در بيست و پنجم اسفند 1285 هجري شمسي در تبريز چشم به جهان گشود و در كودكي با خانواده اش به تهران آمد.
پدرش كه مردي بزرگ بود در زندگي او نقش مهمي داشت و هنگامي كه متوجه استعداد دخترش شد به پروين در زمينه سرايش شعر كمك كرد.
يوسف اعتصامي، پدر پروين معروف به اعتصام الملك از نويسندگان و دانشمندان به نام ايران بود.
وي نخستين چاپخانه را در تبريز بنا كرد مدتي هم نماينده ي مجلس بود.
اعتصام الملك مدير مجله اي به نام بهار هم بودكه نخستين اشعار پروين در همين مجله منتشر شد.
پروين چهار برادر داشت.
مادر پروين، اختر اعتصامي نام داشت. او در پرورش احساسات شاعرانه دخترش نقش مهمي داشت و به ديوان اشعار او علاقه فراواني نشان مي داد.
پروين از كودكي با مطالعه آشنا شد، خانواده او اهل مطالعه بود و وي مطالعه علمي و فرهنگي به ويژه ادبي را از لا به لاي گفت وگوهاي آنان در مي يافت.
در يازده سالگي به ديوان اشعار فردوسي، نظامي، مولوي، ناصرخسرو، منوچهري انوري، فرخي كه همه از شاعران بزرگ و نام آور زبان فارسي به شمار مي آيند، آشنا بود و از همان كودكي پدرش در زمينه وزن و شيوه هاي يادگيري آن ها با او تمرين مي كرد.
پروين در 18 سالگي فارغ التحصيل شد و در تمام دوران تحصيل يكي از شاگردان ممتاز مدرسه بود.البته پيش از ورود به مدرسه معلومات زيادي داشت.
پيش از ازدواج او، پدرش با چاپ مجموعه اشعار او مخالف بود و اين كار را با توجه به اوضاع و فرهنگ آن روزگاردرست نمي دانست، اما پس از ازدواج پروين و جدائي او از شوهرش به اين كار رضايت داد.
نخستين مجموعه شعر پروين حاوي اشعاري بودكه او تا پيش از 30 سالگي سروده بود و بيش از 150 قصيده قطعه غزل و مثنوي را شامل مي شد.
مردم استقبال فراواني از اشعار او كردند، به گونه اي كه ديوان او در مدت كوتاهي پس از چاپ دست به دست ميان مردم مي چرخيد و بسياري باور نمي كردند كه آنها را يك زن سروده است.
اساتيدمعروف آن زمان مانند دهخدا و علامه ي قزويني هركدام مقاله هايي درباره اشعار او نوشتند و شعر و هنرش را ستودند.
پروين مدتي هم كتابداركتابخانه دانشسراي عالي تهران (دانشگاه تربيت معلم كنوني) بود.
وزارت فرهنگ در سال 1315 مدال درجه سه لياقت را به پروين اعتصامي اهدا كرد ولي او اين مدال را قبول نكرد.گفته شده است كه حتي پيشنهاد رضا خان را كه از او براي ورود به دربار و تدريس به ملكه و وليعهد وقت دعوت كرده بود، نپذيرفت. روحيه و اعتقادات پروين به گونه اي بودكه به خود اجازه نمي داد، در چنين مكان هايي حاضر شود. اين شاعر معاصر كه در 15 سالگي درباره ستمگران و ثروتمندان به سرودن شعر پرداخته بود، نمي توانست به محيط اشرافي دربار قدم بگذارد و درخدمت آنها باشد.
پروين اعتصامي پس ازكسب افتخارات فراوان و درست در زماني كه برادرش ابوالفتح اعتصامي - ديوانش رابراي چاپ دوم آن حاضر مي كرد، ناگهان در روزسوم فروردين 1320 بستري شد. پزشك معالج او بيماري اش را حصبه تشخيص داده بود، اما در مداواي او كوتاهي كرد و متاسفانه زمان درمان او گذشت و شبي حال او بسيار بد شد و در بسترمرگ افتاد و در 15 فروردين (شب شانزده 1320 هجري شمسي ) چشم از جهان فروبست.
پيكر او را در آرامگاه خانوادگي اش در شهر قم و كنار مزار پدرش در جوار خانم حضرت معصومه (س ) به خاك سپردند.
پس از مرگش قطعه شعري از او يافتندكه معلوم نيست در چه زماني براي سنگ مزار خود سروده بود.
اين قطعه را بر سنگ مزارش نقش كردند، آنچنان كه ياد و خاطره اش در دل مردم نقش بسته است. گزيده اي از اين شعر چنين است: اين كه خاك سيهش بالين است اختر چرخ ادب پروين است، گرچه جز تلخي از ايام نديد، هرچه خواهي سخنش شيرين است، صاحب آن همه گفتار امروز سائل فاتحه و ياسين است آدمي هرچه توانگر باشد چون بدين نقطه رسد مسكين است.
از شيره ء او شيرست دلم وز عربده اش شيرين سخنم
……
من چنگ توام برهر رگ من توزخمه زني من تن تننم
سالي كه گذشت ، سالي پراز آموخته بود، سالي كه رنج هايش هم به ما آموخت، وآخرين پيامش را هم به پاس بهاران، از سفره هفت سين پشت ديوارهاي اوين شنيديم.
شب پرستان، كه يكسال تمام به حيلت هاي مختلف ، با بازي هاي قضايي قلابي ، وبا وعده هاي دروغين ، احمد واحسان و مجيد را در زندان نگه داشتند، خود ندانسته مارا دعوت به ميداني كردند كه درآغاز تنهاميخواستيم ، در محدوده هاي حقه خود به آن نگاه كنيم.
تهمت وافترا ، شكنجه و زندان و كارت بازي و فيلم سازي… براي گناه كار جلوه دادن سه دانشجو كه تنها گناهشان ، دانشجو بودن است ، كارنامه حاكمان را هرچه آشكارتر ساخت .
اگر قرار بود با هزاران اطلاعيه و شب نامه و نشريه درخفا وعلن به معرفي اين چهره هاي مزوّر بپردازيم، همه رياكاريشان در آزاد نكردن اين سه دانشجو حتي به حكم مشخص دادگاه عمومي , ” حق” را چنان آشكار كرد ، كه مارا بي نياز از هرچه بيشتر ” خطر!” كردن ،ياري كرد و به همگان گفتيم و ميگوييم: اين است سرزمين آزادي مدعيان قدرت كه تنها لاف ميزنند و براي چسب به قدرت هاي بين المللي فيگورهاي ناچسبِ مسخره ميگيرند و ادعاي دمكراسي ميكنند. ....
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد خبر داد: با توجه به روند طی شده در اصلاحات اساسنامه این انجمن پیشنهاد برگزاری انتخابات انجمن اسلامی را از نیمهی اول اسفند ۸۶ به نیمهی اول اردیبهشت ۸۷ به هیات نظارت ارایه کردیم.
احسان محمدی گفت: از آنجا که انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد بعد از اصلاح اساسنامهاش میتواند انتخابات خود را برگزار کند طبق اساسنامه این انتخابات باید در نیمهی اول اسفند ۸۶ برگزار میشد. از سویی به دلیل آنکه هیات نظارت نظر خود را در ۱۹ اسفند راجع به اصلاحات اساسنامه اعلام کرد این تشکل پیشنهاد برگزاری انتخابات را در نیمهی اول اردیبهشت ماه سال جاری به هیات نظارت ارایه کرد.
براي همه شما دوستان آرزوي سرفرازي و بهروزي داريم
به اميد اينكه در سال جديد بتوانيم شاهد آزادي سه اهورايي دربند و ديگردوستان دربند مان باشيم
همچنان كه تا كنون ايستاده ايم و تن به ذلت نداده ايم , حتما كه در سال جديد با همبستگي هرچه بيشتر مي توانيم بر ظلم و سركوب و
شب پرستي غلبه كنيم و طرحي نو دراندازيم.
با آرزوي برقراري آزادي و دمكراسي در اين زيبا ترين وطن

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه های مشهد و دیگر دانشگاه های شرق کشور به همراه جمعی از دانشجویان ساکن مشهد با حضور در منزل احمد قصابان، با خانواده این دانشجوی زندانی دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار که دانشجویانی از دانشگاه های فردوسی، خیام، سجاد، آزاد و پیام نور مشهد به همراه دانشجویانی از دانشگاه های بیرجند، شاهرود، امیرکبیر، تهران و… حضور داشتند، ابتدا پدر احمد قصابان شرحی از اتفاقاتی که در یک سال اخیر افتاده ذکر کرد. پدر این دانشجو با اشاره به هفته های نخست بازداشت فرزندش، گفت: «ما اصلا تصور نمی کردیم چنین برخوردی با یک دانشجو انجام شود. البته می دانستیم که در مدت بازداشت افراد را ناز و نوازش نمی کنند، اما خطاب کردن یک دانشجو با الفاظ بسیار زشت، شکنجه، ضرب و شتم، توهین به خانواده فرد، انواع و اقسام شکنجه ها و آزارهای روانی و… چیزی نبود که حتی در مخیله ما بگنجد.»
انتشار از فعالان حقوق بشر در ايران
فرا رسيدن عيد خجسته و سراسر سرور نوروز ايرانيان و تحليل روزهاي سرد زمستان و ايام پرنشاط بهار و تعويض پوشش عريان و سرد زمستاني به جامعه شکوفه و گل و طالب نور بهاري بر پيکر طبيعت ، طبع آدمي را به حسن و کلام آدمي را به طرب ميکشاند تا شادباش نوروز حامل تازگي باشد و طراوت ببخشد و از سنت ايرانيان تقدير يکساله را از چند صباح آغازين حاصل نمايد و به همنشيني و همصحبتي ، همدلي رقم زند و اميد پيروزي و موفقيت را با درکنار هم بودن معنا بخشد و از تلخي ها و سختي هاي ديروز در حلاوت بخشيدن به فردا بهره برد.
جامعه ايران در سال 86 ايام تلخي را سپري کرد ، سالي که بر آزادي و دموکراسي بسيار جفا رفت ، اخراج اساتيد و دانشجويان از دانشگاه ، توقيف روزنامه ها و نشريات ، جمع آوري کتب از کتابخانه ها ، پر شدن زندانها از آزادانديشان، تبعيد انديشمندان ، سانسور شديد رسانه اي ، تبديل رسانه ملي به مونولوگ حاکميت ، تاخت و تاز خردستيزان در ساحت علم و دانش ، حريم دانشگاه ، محدوديت ظرفيت دموکراسي و سرکوب نهادهاي مدني در ايران ، افزايش قدرت انحصارطلبان اقتدارگرايان در حاکميت ، استقبال حاکمان از جنگ و جنگ افروزي ، افزايش تحريم ها و فشارهاي بين المللي ، نابساماني اوضاع اقتصادي ، دامنه دار شدن فقر و شرايط بد معيشتي مردم ، شدت يافتن فساد و تبيعض ساختار بيمار حاکميت تهديدات فراواني را متوجه جامعه در حال گذار ما ساخت و با گوشزد کردن خطر سقوط اخلاق ، شواهدي از فروپاشي اجتماعي و اقتصادي را بيان مينمايد ، که بي ترديد ايران را در آستانه وضعيت بحراني قرار داده است .
سال 86 بر حقوق انساني چنان سخت گرفته شد که سخن از حقوق بشر نيز خطر بسياري ميطلبيد ، صدور احکام اعدام فراوان و فشارهاي بي سابقه بر فعالان زن و سرکوب فعالان اقليتهاي قومي و ديني به بهانه هاي واهي تنها گوشه اي از امور غيراخلاقي و غيرانساني صورت گرفته بود .
سال ۱۳۸۶ برای دانشجویان، سال احضار، بازداشت، حبسهای طولانیمدت و احکام سنگین انضباطی بود. بسیاری از ناظران سیاسی، فشارهای وارده بر دانشجویان در این سال را بیش از دوران انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ ذکر میکنند.
علی نیکونسبتی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز معتقد است در سال ۸۶ یک هجوم گسترده علیه دانشجویان صورت گرفت. هرچند از نظر او این فشار، فعالیت دانشجویان را بیشتر کردهاست.
دویچهوله: آقای نیکونسبتی، آیا آماری وجود دارد از تعداد دانشجویانی که در سال ۸۶ دستگیر و بازداشت شدند، آنهایی که روانهی زندان شدند و یا آنهایی که احیانا با قید وثیقه آزاد شدهاند؟
علی نیکونسبتی: در سال ۸۶ بیش از ۱۸۰ تن از دانشجویان بازداشت شدند. چند بازداشت عمده در این سال اتفاق افتاد. یکی ۱۵ تن از دانشجویان دانشگاه مازندران بودند که به دلیل تجمع صنفی در اردیبهشت ماه امسال دستگیر شدند. ۱۱ تن ازدانشجویان دانشگاه امیرکبیر معترض به مسایل نشریات جعلی دستگیر شدند. ۱۷ تن از دانشجویان و اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و ادوار در روز ۱۸ تیر بازداشت شدند و در انتهای سال هم شاهد دستگیری بیش از ۱۸ تن از دانشجویان دانشگاه شیراز بودیم که به علت مسایل صنفی در این دانشگاه به وقوع پیوست.
دانشجوی زندانی سعید فیض الله زاده عضو انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه علامه که در تاریخ ۱۴/۱۲/۸۶ در مقابل درب دانشگاه بازداشت و از آن تاریخ با قرار بازداشت به سالن ۱ اندرزگاه ۷ زندان اوین و سپس به بازداتشگاه ۲۰۹ منتقل گشته بود، ساعتی پیش با تودیع قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی تا زمان برگزاری دادگاه و رسیدگی به اتهامات از زندان آزاد گردید.
فعالان حقوق بشر در ایران