تبليغاتX
<-پژواك دانشجو->
.
.
انتقال پیمان پیران، بهروز کریمی زاده و علی کانتوری به قرنطینه زندان اوین

پیمان پیران، بهروز کریمی زاده و علی کانتوری سه تن از فعالان دانشجویی آزادیخواه برابری طلب صبح امروز از بازداشتگاه ۲۰۹ به قرنطینه زندان اوین منتقل گردیدند.

 این سه فعال دانشجویی که بیش از ۴ ماه است در بازداشت نیروهای امنیتی به سر میبرند، صبح امروز بعد از ماهها شکنجه و تحمل سلولهای انفرادی جهت احتمالاً انتقال به بند عمومی زندان به قرنطینه منتقل شده اند. گزارشات موثق بالاخص اظهارات خانواده پیران حاکی از آسیب دیدگی شدید کتف و پای راست پیمان پیران میباشد. شکنجه های اعمال شده بر روی این دانشجویان جهت اخذ اعترافات مورد نیاز دستگاه امنیتی و ایجاد جو رعب و وحشت در میان فعالان دانشجویی میباشد.

 این انتقال در حالی است که دستگاه قضائی-امنیتی اقدام به تعیین قرارهای سنگین وثیقه به عبارت بهروز کریمی زاده ۳۰۰ میلیون تومان و پیمان پیران ۸۰ میلیون تومان نموده است. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بدینوسیله نگرانی عمیق خود را نسبت به سلامتی جسمی این دانشجویان دربند اعلام و خواستار رسیدگی پزشکی بالاخص به وضعیت تاسف آور آقای پیران میباشد.

 فعالان حقوق بشر در ایران

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 10:45  توسط دانشجو  | 

گزارش دانشجويان دمكراسي خواه از اعترضات و سركوب دانشجويان در هفته سوم اسفند ماه

گزارش دانشجويان دمكراسي خواه از اعترضات و سركوب دانشجويان در هفته سوم اسفند  ماه

 

از 15-21 اسفند 1386

 

مقدمه:      با سلامي دوباره به همه بازديدكنندگان, خوانندگان و همراهان عزيز پژواك

دوستان عزيز همانطور كه مطلعيد با شروع ترم دوم روند سركوبي و فشار در دانشگاهها اوج گرفته , ما اكنون آخرين روزهاي سال 86 را در شرايطي سپري مي كنيم كه  بيش از ۳۴۰ حکم کميته انضباطي براي فعالين دانشجويي ,  دستگيري بيش از 170 دانشجو را دراين سال شاهد بوديم. در اين ميان بازداشت غير قانوني سه اهورايي دربند پلي تكنيكي , عليرغم حكم صريح دادگاه عمومي مبني بر بي گناهي آنان همچنان ادامه دارد.

 بله اين است كارنامه سراسر سياه ديكتاتوران زمانه.

شب پرستان طبق تئوري ”تك صدايي و انحصارطلبي” كمر به خاموش كردن صدا و ندا ي آزاديخواهي در دانشگاهها نمودند, غافل از اينكه نيل به آزادي و دمكراسي مكتب دانشجو  است و با تعليق و محروميت از تحصيل و احكام انضباطي و بازداشت نه تنها خاموش نمي شود بلكه يكپارچه تر و متحد تر مي گردد و توانمندي هايش را گام به گام  بارز مي سازد .

بله از دیر باز جنبش دانشجویی بعنوان پرچم دار آزادی خواهی همچون خاری در چشم حکومت های زیاده خواه و دیکتاتور بوده و هست.

همين جا به دانشجويان آزاده و پايدار دانشگاه شيراز به خاطر تحصن و اعتراضات دو هفته اي شان  كه عليرغم همه فشارها و سركوبي تيره دلان ايستادند و سرود آزادي خواندند درود مي فرستيم .

 

 

 

 

دوستان ,

ذيلا طي اين گزارش توجه شما را به نمونه هايي از سركوب و احضار فعالين دانشجويي در هفته سوم اسفند ماه جلب ميكنيم:

 

     اعمال فشار بر روي دانشجويان:

 

-    19-12 دادستاني و وزارت اطلاعات عليه سه دانشجوي بي گناه كه بيش از 10 ماه است در بندهاي مخوف جمهوري اسلامي به سر مي برند اسنادي مبني بر دست داشتن دانشجويان در نشريان جعل شده مربوط به ارديبهشت ماه گذشته, به دادگاه ارائه دادند.

-    19-12  مراسم بزرگداشت روز ملي شدن صنعت نفت که قرار بود در تالار صدرا و سيناي دانشگاه علوم پزشکي شيراز برگزار شود، با حمله نيروي انتظامي و پليس ضد شورش لغو شد. نيروهاي ضدشورش دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار داده و تعدادي از دانشجويان را بازداشت کردند.

-    19-12 انتصاب سراج به رياست بسيج دانشجويي براي سركوب دانشجويان. گفتني است كه اين شخص در دوره قبل از احمدي نژاد بازجوي اطلاعات موازي بود كه در شكنجة دانشجويان, فعالين سياسي قبل از دورة احمدي نژاد تو داخل زندانها نقش مستقيم داشته است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 10:43  توسط دانشجو  | 

زنان قهرمان گمنام، دکتر محمد ملکی
این روزها همه جا از زن ستیزی و حقوق ضایع شده زنان سخن و بحث ها جاریست و باید هم چنین باشد. درست است که در بسیاری از نقاط جهان مردان نیز از حقوق خود محرومند اما ستم و حق کشی در مورد زنان در همه جا بویژه در ایران مضاعف است. تفاوت زن ایرانی با زنان بسیاری از کشورها از جمله کشورهای اسلامی در این است که آنها به دلیل عدم آشنایی با حقوق خود و دیگر عوامل، وضع خود را تا حدودی پذیرفته اند. اما زن ایرانی سالهاست که حقوق طبیعی و انسانی خود را می شناسد و در پی کسب آن تلاش می کند و هزینه های بسیاری در این مسیر پرداخته است که نمونه بارز آن کمپین یک میلیون امضا و روانه شدن ده ها زن به زندانها به خاطر فعالیت برای آشنایی بیشتر زنان با حقوق خود و جمع آوری امضاء زنان بوده است. در این نوشته می خواهم از یک واقعیت مغفول مانده در بی داد نسبت به زنان قهرمانی که گمنام یا کم نام مانده اند سخن بگویم تا باشد که مدافین حقوق زنان بیشتر به این امر بپردازند و حقوق ضایع شده اینگونه زنان را هم فریاد کنند.

 آن گروه بزرگی از زنانی که پدران، برادران و همسرانشان با اتهامات سیاسی به زندان افتاده یا اعدام گردیده اند و به همین دلیل دچار مشکلات عظیم برای ادامه زندگی شده اند و معنای دربدری و بی کسی را با تمام وجود لمس کرده اند تا آنجا که در مورد آنها حتی از یک محبت کوچک دریغ شده است و ناچار به کشیدن بار سنگین اقتصادی اجتماعی و اخلاقی بوده اند. زنان خوب می دانند چه می گویند و چرا فریاد می کنند. اندوه مادران فرزند یا شوهر از دست داده را چه کسانی تسلیت می گویند؟

 به مادران بی نوا کسی به خاطر خدا

ز بیم گزمه و عسس، شبانه سر نمی زند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 10:45  توسط دانشجو  | 

پاسخ دانش آموزان به معلم اعدامي فرزاد کمانگر

فعالان حقوق بشر در ايران

نامه 1:

سلام اي خواسته ي شگرف،عزيز رويايي،همه مي گويند شکي نيست تو با پرستو همراه بهار ميايي ...باغبان باغ عشق سلام ،امروزکه فرسخ ها از وجود نازنينت دورم احساس مي کنم به اندازه ي شاهرگ حيات به من نزديکي چون طنين صدايت را همواره در گوش دارم واندرزهايت را حلقه اي آويز گوشم کرده ام.بهترين درودها را به وسعت لحظات شاد باهم بودن برايت ارمغان دارم. ديشب نامه ات(بابا آب داد)را خواندم و اطمينان پيدا کردم هنوز بچه هايت را فراموش نکرده اي و با گريه به خواب رفتم خوابي از جنس بلور خوابي به اميد فردا بازهم در کلاس حاضرشويد سرحال اميدوار با يک دنيا آموختني ها. آقاي کمانگر عزيز، هرگز فراموش نخواهم کرد زماني که خبر از مرگ همکلاسيمان کوروش را شنيدي چه بر سرت آمد وچگونه برايش گريه کردي و اکنون هم هنوزدر غمش برايش مي نويسي ويا روزي که سرگل دختر بيچاره اي را که به زور از نيمکت هاي شکسته ي کلاس سرد وتاريکش جدا کردند واو را به خانه نابخت شوهر فرستادند ، بگذار از سرنوشتش برايت بگويم هر چند که مطمئن هستم بسيار اندوهگين ات مي کنم. او را نيز مانند کوروش با جسدي بي جان به همان روستا بازگرداندند، اما با90% سوختگي ناشي از خود سوزي. آقاي معلم عزيزم بدان که بسياري از بچه هايت به نوعي کوروش وسرگل مي شوند. همين را بگويم که همه آرزوهايي را که از ما مي پرسيدي مي خواهيد آينده چگونه باشد، در حد يک آرزو ماند فقط خوشبختانه يک آرزوي من که هنگام خردسالي داشتم که کاش مي شد فرشتگان را ديد به حقيقت پيوست ومن يکسال تجربه با فرشته بودن را داشتم.. اي بهترين، هيچگاه کلمه ي خدا حافظي برايم خوشايند نخواهد بود چون ياد آور خاطره تلخ پايان سال تحصيلي را با تو در ذهنم تداعي ميکند چه سخت از ما دور شدي و ما همه بخاطر آخرين روز ديدار کنارت گريه کرديم .مطمئن هستم که همه را بياد داري. من ليلا 21ساله هستم ودر دوم دبيرستان ازدواج کردم و اکنون بچه اي سه ساله دارم که آرزو داشتم که روزي فرزندانمان نيز پشت همان نيمکت هارا با تو تجربه کنند .من هنوز بعد از گذشت نه سال کلاس درسم را باتو تجسم ميکنم و به آن روز ها غبطه مي خورم اما اکنون چگونه براي فرزندم از تو بگويم؟ بگويم خوب بود عاشق و دلسوز بود.او چه جواب خواهد داد؟مطمئن مي گويد مادر بيا تا خوب نباشيم،هيچگاه عاشق و دلسوز نباشيم. پس کجائيد آن خوب...؟ به اميد رهايي و آزادي معلم و برادر خوب و هميشگي و سر مشق زندگيمان فرزاد کمانگر


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 10:47  توسط دانشجو  | 

اعتراضات در 2 دانشگاه ايران شعله ور شد - روزنامه واشنگتن پست
روزنامه واشنگتن پست ، 5 مارس - تهران - به‌قلم توماس ايردِبرينك - صدها نفر از دانشجويان در دو دانشگاه ايران اعتراضاتي را در روزهاي اخير برگزار كرده‌اند و طي آن ممنوعيت فعاليتهاي دانشجويي را تقبيح كرده و خواهان استعفاي يك رئيس دولتي دانشگاه شدند.
بين 100 تا 200 نفر از دانشجويان در دانشگاه علامه طباطبايي تهران روز سه‌شنبه، عليه ممنوعيت اخير 40نفر از دانشجويان عليه مقامات دانشگاه، دست به اعتراض زدند.
در شهر مركزي شيراز نيز دانشجويان خواهان بركناري رئيس دانشگاه شدند و همچنين خواهان كيفيت بهتر غذا و خوابگاه براي دانشجويان شدند.
رشيد 25ساله يك دانشجوي فارغ‌التحصيل در تهران كه نپذيرفت از ترس دستگيري، نام خانوادگي خود را بيان كند گفت اين دانشجويان عليه ممنوعيت دوستانشان هستند. رشيد گفت او اخيراً از دانشگاه علامه طباطبايي اخراج شده و بعد هم وقتي به دانشگاه مراجعه كرده توسط پليس دانشگاه[حراست] كتك خورده است. تظاهرات اخير كه در دانشگاهها صورت مي‌گيرد نه تنها بطور علني عليه حكومت صورت مي‌گيرد بلكه در برخي موارد، سياسي هم شده است. سال گذشته 150نفر از دانشجويان در دانشگاه اميركبير تهران تصاوير پرزيدنت محمود احمدي‌نژاد را به آتش كشيدند و او را يك ديكتاتور خواندند. در 1999 هزاران نفر از دانشجويان با نيروهاي امنيتي در تهران مقابله كردند كه يك هفته به‌طول انجاميد. اين روزها اعتراضات، اكثراً كوچك است كه بيش از صد يا 200نفر شركت ندارند. ايران حدود 2 ميليون دانشجوي دانشگاه دارد.
رشيد با اشاره به فاصله بعد از انقلاب 1979 در ايران كه دانشگاهها از نفوذ غربي و غيراسلامي پاكسازي شدند گفت آنها كه در قدرت هستند از انقلاب فرهنگي دوم صحبت مي‌كنند كه معنايش محدود ساختن دانشگاههاست. آنها مي‌خواهند دانشجويان ساكت باشند.
صدها نفر از دانشجويان در دانشگاه اصلي شيراز به مدت بيش از يك هفته دست به تظاهرات زدند و از محمد هادي صادقي رئيس آن خواستار استعفا شدند. رئيس اين دانشگاه كه از فرماندهان سابق سپاه بوده متهم به مسئول پاكسازي استادان اين دانشگاه در 2006 شد؛ به اين دليل كه آنها خيلي ليبرال يا سكولار بودند. دانشجوياني كه خواهان غذاي بهتر و خوابگاه براي دانشجويان شدند گفتند صادقي بدون مشورت اعضاي هيأت اين دانشكده، منصوب شده است.
رهبران دانشجويي گفتند اعتراضات ديگري هم اخيراً در شهرهاي كرمان، اصفهان و شاهرود برگزار شده است.
يك خانم تظاهركننده در شيراز طي مصاحبه‌يي تلفني گفت موجي از تهديدها از طرف نيروهاي امنيتي دانشگاه و وزارت اطلاعات عليه هم دانشجويان و هم خانواده‌هاي آنها صورت گرفته است.
وي كه خواست از ترس دستگيري نامش فاش نشود گفت نيروهاي امنيتي تلاش كردند كه دخالت كنند اما اين اعتراضات در شيراز كماكان ادامه يافته است.
شعارهايي كه طي اين مصاحبه به گوش مي‌رسيدند عبارت بودند از: صادقي حيا كن دانشگاه رو رها كن , هيهات منا الذله , ما زن و مرد جنگيم بجنگ تا بجنگيم
,  گر تير وفتنه بارد جنبش ادامه دارد, مي ايستيم مي خوانيم تا پاي جان مي مانيم). كليپ‌هاي اين تظاهرات روي يوتيوب [كانال محبوب اينترنت] گذاشته شده است.
بنا به گزارش دانشجويان شيراز، برخي گروههاي اپوزيسيون در خارج، از اين اعتراضات سؤبرداشت مي‌كنند و آن را يك قيام سياسي مي‌نامند. وي گفت اما اين اعتراضات، سياسي نيستند و بنا به قانون، دانشجويان در ايران حق دارند بخواهند رئيس دانشگاه كنار برود.
رشيد از تهران گفت اين تظاهرات در تهران رو به افزايش است زيرا كه بنيادگراهاي ديني فضايي از خفقان و سكوت را در جامعه ايجاد كرده‌اند گرچه در دانشگاهها موفق نبوده‌اند. رشيد گفت ما نگرانيم كه فشارها بر ما افزوده شود.
عبدالله مؤمني يك فعال دانشجويي سابق كه چند بار به زندان افتاده است گفت خواستِ اصلي دانشجويان بهبود كيفيت خوابگاه آنها و غذاي دانشگاه است اما اين خواستها با فضاي سركوب در دانشگاهها تشديد شده است زيرا كه اكثر رؤساي دانشگاهها از افرادِ نظاميِ سابق هستند. مؤمني افزود آنها توجهي به مسائل دانشجويان ندارند و نتيجه همين مي‌شود .»
|+| نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 10:34  توسط دانشجو  | 

رد صلاحيت تمامي كانديداي شوراي صنفي دانشگاه علامه

 

7نفر در دانشكده علوم اجتماعي در دانشگاه علامه كه خودشان را براي انتخابات شوراي صنفي كانديد كرده بودن, توسط دانشگاه رد صلاحيت شدند. دليل خاصي هنوز براي اين موضوع عنوان نشده است. يكي از دلايل آنرا دليل آموزشي مطرح كرده بودند. درحاليكه هيچ كدام از اين 7نفر مشكل آموزشي نداشتند. قرار بود رد صلاحيت ها روز 5 اسفند اعلام شوند ولي روز 13 اسفند اعلام شد و روز 15 اسفند هم انتخابات است. در خانه فرهنگ هم كسي پاسخگو نيست. ميرزايي طبا كه مسؤل فرهنگي است همه كانديدها را رد صلاحيت كرده ولي دليل خاصي عنوان نكرده است.


 

 در همايشي كه  روز چهارشنبه در دانشكده ادبيات دانشگاه علامه بود وردو همه آزاد بود بجز دانشجويان خود علامه

يكي از فعالان دانشجويي دري ان مورد  گفت:  در دانشگاه علامه خفقان و فضاي امنيتي بسيار بالاست طوريكه سمينارعلمي روز چهارشنبه  براي عموم آزاد بود ولي به خود دانشجويان ممنوع الورود علامه اجازه نميدادن كه تو سمينار باشن و بخاطر همين ما به هر سختي كه بود رفتيم تو ولي آنقدر حلقه اي كه دور شريعتي گذاشته بودن وسيع بود كه اجازه نميدادن كسي  نزديك اون بشه  و هر چه هم گفتيم كه ما ميخواهيم باهاش صحبت كنيم گفتن كه بايد بياييد اتاقش صحبت كنيد  و نذاشتن با هاش صحبت كنيم همان موقع سعيدفيض الله  با موبايل تماس گرفت,  به شريعتي  گفتيم كه دانشجو خودتون است  دانشجوي زنداني,  شريعتي گفت من دانشجويي ندارم كه زنداني باشه  كه همان موقع زديم روي آيفون و گفتيم كه سعيد ببين شريعتي چي ميگه 

|+| نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 10:12  توسط دانشجو  | 

فضاي به شدت امنيتي دانشگاه علامه , پلي تكنيك و تهران روز سه شنبه 15 اسفند:

 

فضاي به شدت امنيتي دانشگاه علامه , پلي تكنيك و تهران روز سه شنبه 15 اسفند:

اين گزارش از يكي از دانشجويان دانشگاه علامه براي پژواك فرستاده شده است ,

 

شرح گزارش:

دانشگاه علم و صنعت ديروز تجمع بود سر  سهميه بندي  جنسيتي و اعتراض به اين موضوع بود كه بچه ها از جاهاي ديگه آمده بودن و كمي شلوغ شد و تقريبا برنامه خوبي بود هرچند از دانشگاه هاي ديگه بچه ها آمده بودند.

  دانشگاه علامه هم ديروز كلاسهايش تعطيل شد. اين حركت بدون تجمع و خود جوش بود. بچه ها خواستند كه كلاس تعطيل شود  بخاطر همراهي و همدلي بچه هاي كه حكم خوردند و سعيد فيض الله  كه در زندان است .

نيروهاي امنيتي در احمد آباد بسيار بالا بود  و به شدت فضا امنيتي بود از در كه وارد ميشدي  همه نفرات رو ميگشتن  حتي گوشي هاي دوربين دار رو ميگرفتن و فقط يه تعدادي تونستن در شلوغي بيان تو و دوربين و موبايل هاي خودشون رو با خودشون بيارن و فقط يه سري كه زودتر آمده بودن تونستن  دوربين ها و يا موبايل هاي دوربين دار را  بيارن ولي وقيتكه يه اكيپ با اتوبوس آمد و شلوغ شد خيلي ترسيدند و شروع به گشتن كيفها كردن جمعيت از هرسال خيلي بيشتر بود .

در رابطه با سعيد فيض الله هم بيانيه ها مون رو داديم و هم امروز تو دانشگاه يك همايشي بود كه شريعتي هم آمده بود ولي آنقدر فضا رو امنيتي كرده بودن كه به هيچ عنوان نميذاشتند كسي بهش نزديك بشه  در اصل يه سمينار علمي بود ولي به ممنوع الوردها اجازه ندادن شريعتي رو ببينند .  اين سمينار به اصطلاح براي عموم آزاد بود ولي به خود دانشجويان ممنوع الورود علامه اجازه نميدادن كه تو سمينار باشن و بخاطر همين ما به هر سختي كه بود رفتيم تو ولي آنقدر حلقه اي كه دور شريعتي گذاشته بودن وسيع بود كه اجازه نميدادن كسي نزديك اون بشه  و هر چه هم گفتيم كه ما ميخواهيم باهاش صحبت كنيم گفتن كه بايد بياييد اتاقش صحبت كنيد همان موقع سعيد با موبايل يكي از دانشجويان  تماس گرفت  و او به شريعتي گفت كه دانشجو خودتون است  دانشجوي زنداني است  شريعتي گفت من دانشجويي ندارم كه زنداني باشه  كه همان موقع زديم روي آيفون و گفتيم كه سعيد ببين شريعتي چي ميگه  آدم گنگ ميشه فضاي دانشگاه رو مي بينه آنقدر كه خفقان شديد  است و فضاي دانشگاه به شدت امنيتي است .

من رفته بودم پلي تكينك چون من رو با بابك زماني ديدن تا تو سرويس هم با هم آمدن دانشگاه تهران هم همينطور دانشگاه خودمون ديگه وحشتناك است اگر امروز تو تهران بوديد كه ده قدم راه ميرفتيد فكر ميكرديد كه حكومت نظامي اعلام شده  و اين ديگه ادامه پيدا نميكنه و آخر كارشون است  و خودشون رو بكشن هم ديگه نميتونن ادامه بدن و بايد بميرن و اين حالت نمايشي بايد تمام شود.

شاكي خصوصي برخي از دانشجويان علامه خود حراست است از جمله سعيد فيض الله كه هم اكنون هنوز در زندان به سر مي برد.

|+| نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 10:10  توسط دانشجو  | 

مشروح خواسته های دانشجویان معترض در شیراز

مشروح خواسته های دانشجویان معترض در شیراز

 

اعتراضات دانشجویان شیراز وارد روز دهم شد . این برای اولین بار است که اعتراضات دانشجویی در ایران از یک هفته فراتر می رود . از دانشجویان شیراز یاد بگیریم و به آنان افتخار کنیم . آقای صادقی دو روز پیش گفته بودند که به خواسته های دانشجویان توجه خواهند کرد ولی در این دو روز از فرصت استفاده کرده و دور ساختمان مدیریت حصار کشیدند و امروز به دانشجویان اعلام کردند که بروند خواسته های خود را از  وزارت علوم دنبال کنند . دانشجویان در پاسخ به این توهین آشکار با شکستن حصار بار دیگر ساختمان مدیریت دانشگاه را تسخیر کردند و مسئولین از این ساختمان فرار کردند .

نکته جالب خواسته های دانشجویان شیراز مصداقی و بسیار دقیق و جامع بودن این خواسته ها است . که در تاریخ جنبش دانشجویی ایران هیچگاه این چنین دقیق خواستههای صنفی دانشجویان مطرح نشده بود .

 

اولین خواسته دانشجویان معترض استعفای دکتر صادقی رئیس فعلی دانشگاه شیراز است . ایشان خواهر زاده ی آیت الله مکارم شیرازی هستند و به قول دانشجویان می خواهند از دانشگاه شیراز یک پادگان بسازند . پس دانشجویان شعار می دهند : ریاست پادگان استعفا استعفا

خواسته های دانشجویان از ریاست آینده دانشجویان بدین شرح است :

1.       عدم خروج اجباری دانشجویان از خوابگاه مفتح ( خوابگاه مفتح خوابگاه تازه سازی است که توسط مدیریت غیر قانونی دانشگاه شیراز به فروش رسیده است در حالیکه خوابگاه های شیراز بسیار غیر قابل سکونت هستند . این خوابگاه 2 ملیار تومان به فروش رسیده در حالیکه ارزش این ساختمان بیش از 10 ملیار تومان است اینک مدیریت دانشگاه می خواهد این خوابگاه را تخلیه کند )

2.       کندن دوربین های مدار بسته که تمام سطح دانشگاه و دانشکده ها را پوشانده اند . ( این یادآور نوعی زندان است )

3.       حل مشکل تراکم خوابگاه های دختران با تهیه ی خوابگاه های استیجاری

4.       توزیع غذا در روزهای تعطیل در بین دانشجویان خوابگاهی

5.       حل مشکلات خوابگاهی دانشجویان متاهل

6.       برگزاری انتخابات شورای صنفی در اسفند ماه توسط شورای صنفی فعلی و قانونی این دانشگاه و با حضور کلیه ی کاندیداها و بدون رد صلاحیت و بدون دخالت غیر قانونی مسئولین دانشگاه ( مسئولین دانشگاه شورای صنفی قانونی این دانشگاه را تعلیق فعالیت کردند و 9 نفر را به طور غیر قانونی بعنوان شورای صنفی دانشگاه اعلام کردند که توهین آشکاری به دانشجوان بود )

7.       جذب هیأت علمی بر اساس شایستگی علمی و نه بر اساس منافع باندی و جناحی

8.       ریاست آینده دانشگاه باید با دانشجویان رابطه ای دو سویه  برقرار کند و فضای اعتماد بوجود بیاورد

9.       حل مشکل اینترنت مراکز اینترنت دانشکده های فنی دانشگاه شیراز بخصوص دو دانشکده میرزای شیرازی و دانشکده خوارزمی که دانشکده های فنی هستند ولی از اینترنت که ابزار دست آنهاست بی بهره اند و 24  ساعته بودن اینترنت این دانشکده ها

10.   حل مشکلات فرسایشی و گرمایشی کلیه ی خوابگاه ها ( خوابگاه های شیراز شوفاژ ندارد )

11.   افزایش امکانات دانشجویان ارشد و دکترا

12.   جایگزینی اتوبوس های فرسوده با اتوبوس های نو در مسیر دانشکده های کشاورزی و دامپزشکی که خارج از محوطه ی اصلی دانشگاه شیراز قرار دارند

13.   لغو تحریم های دوساله ی شرکت تعاونی دانشجویان ( دانشگاه شیراز دارای تعاونی دانشجویی بود که توسط دانشجویان اداره می شد جلوی فعالیت این تعاونی بعد از روی کار آمدن دکتر صادقی گرفته شد )

14.   امکان پذیرش آسان و بدون دردسر و منت مهمان در خوابگاه ها

15.   عدم تخلیه ی خوابگاه های متاهلین توسط دانشجویان متاهل و آواره شدن آنها

16.   عدم تخلیه ی نوروزی خوابگاه های دختران ( در تعطیلات نوروزی خوابگاه دختران دانشگاه شیراز اجاره داده می شود به توریست های شیراز و چون از دیوار دخترها دیواری کوتاه تر نیست دختران ساکن این خوابگاه ها باید خوابگاه های خود را در تعطیلات نوروز کاملا تخلیه کنند و حتی وسایل خود را به انبار تحویل دهند . )

17.   توزیع تلفن در داخل اتاق های خوابگاه های دختران ( در حال حاضر خوابگاه های پسران دارای تلفن هست ولی خوابگاه های دختران از تلفن بی بهره است )

18.   حل شدن مشکل تردد دانشجویان دختر در فضای اطراف خوابگاه ها ( در دانشگاه شیراز محدودیت ها برای دانشجویان دختر بسیار زیاد است از جمله دانشجویان دختر با روسری اجازه خروج از محوطه ی خوابگاه خود را ندارند . خوابگاه های دختران در محوطه ی خود دانشگاه است از این رو بر اساس موازین اسلامی به این دانشجویان اجازه تردد راحت در فضای خوابگاه داده نمی شود )

19.   ساعت ورود و خروج دختران برداشته شود یا از ساعت 8:30 دقیقه عقب تر رود . ( پارسال برای پسران این دانشگاه محدودیت زمانی شبانه گذاشته شد یعنی وضعیتی که دختران گرفتار آن هستند که با اعتراض پسران این محدودیت برداشته شد )

20.   سرپرستان خوابگاه دختران با این دانشجویان برخورد بسیار بدی دارند دانشجویان متحصن خواهان تعویض آنان و اصلاح  رفتار سرپرستان بعدی هستند .

|+| نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 10:9  توسط دانشجو  | 

در روز هشتم تجمع دانشجویان شیراز دفتر ریاست بار دیگر به تصرف دانشجویان درآمد
 

در سکوت رسانه های داخلی، همچون ایسنا، حدود ۲۰۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز امروز نیز به تجمع اعتراضی خود ادامه دادند.

 

 در حالی که نمایندگان دانشجویان و اساتید در حال مذاکره با مسوولین استان و دانشگاه بودند، دانشجویان در محل میدان اصلی کوی دانشگاه تجمع کرده بودند و شعار می دادند: صندلی حیا کن صادقی را رها کن، صادقی ننگ به نیرنگ تو، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد، فرمانده پادگان استعفا استعفا، فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آماده قیام است و…

 لازم به ذکر است مذاکره کنندگان دو خواسته را برای پایان دادن به تحصن خود به صورت مشروط عنوان کرده بودند. یکی از این دو درخواست مصونیت تمامی شرکت کنندگان در تجمع و پس گرفتن احضارهای دانشجویان به دادگاه انقلاب و دیگری اعزام هیاتی از وزارت علوم به شیراز جهت بررسی استعفای دکتر صادقی بود.

 ساعت ۵:۳۰ بعدازظهر به نمایندگان دانشجویان و اساتید گفته شد که این درخواست ها مورد موافقت قرار نگرفته است. دانشجویان با شنیدن این خبر از بی توجهی مسسولین دانشگاه خشمگین شدند و معترضانه و شعارگویان به سمت ساختمان مدیریت دانشگاه حرکت کردند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 23:44  توسط دانشجو  | 

پاسخی به «خط سیاه»، مجید توکلی

 

پاسخی به «خط سیاه»، مجید توکلی

چو غرض آمد هنر پوشیده شد / صد حجاب از دل به سوی دیده شد

چون دهد قاضی به دل رشوت قرار / کی شناسد ظالم از مظلوم زار

 

طی چند روز گذشته از طریق برخی دوستان از شایعاتی مبنی بر پخش فیلمی با عنوان خط سیاه پیرامون اتفاقات دانشگاه امیر کبیر و انتشار نشریاتی جعلی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ٨۶ مطلع گردیدم. با وجود موانع و محدودیت های فراوان زندان جهت اطمینان دوستان از پوچ بودن برخی ادعاها (که شاید هم میزانی از آن پروده ذهنیت من و دوستان منتقل کننده مطلب از این قوم باشد تا اصل مطلب) و روشنتر شدن دوستان در مورد وجود یا عدم وجود این فیلم توضیحات زیر را جهت اطلاع ایشان اعلام می دارم. امید است در کشف حقیقت و رفع ابهامات عموم دانشجویان مفید اثر واقع گردد.

 

مطالب و اظهارات اینجانب در مقابل دوربین و در بند امنیتی ۲۰۹ در دو تاریخ ۱۶ خرداد ٨۶ و ٣۱ تیر ماه ٨۶ به شرح ذیل صورت پذیرفته است:

 

مطالب روز ۱۶ خرداد به صورت دسته جمعی و با حضور مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور جهت تکمیل روند پرونده سازی وزارت اطلاعات در اخذ اعترافات کذب و تحت فشار و شکنجه بوده است و با صحبت های مفصل قبل از ضبط فیلم و هماهنگی های لازم بین بازجو و اینجانب پیرامون فضای منتهی به انتشار نشریات و سناریوی کذب انتشار نشریات توسط دانشجویان بوده است که اگر چه اظهارات مربوط به فضای مهرماه تا اردیبهشت ماه بر اساس نگاه و تحلیل شخصی اینجانب بوده و درست می باشد، لیکن تائید انتشار نشریات توسط ما پس از تحمل شکنجه های فراوان و اخذ تائید اعترافات کذب و کتبی مورد نظر بازجویان و با قول آزادی سریع شیخ پور، محمودیان و خلیل پور و عدم ادامه روند بازداشت های غیر عقلانی و غیرانسانی بوده است که با در نظر گرفتن واقعیات انتشار نشریات که احتمالا تا امروز با اعمال و اغوال دستگاه امنیتی و وابستگان ایشان در دانشگاه بر همگان صورت حقیقت گشوده، بی تردید مهر تائید بر وجود شکنجه ها و فشارهای موجود در بند امنیتی ۲۰۹ اوین نشسته است و احتیاج به توضیح و بیان دیگر نیست.

 

همچنین لباس های مخصوص بند ۲۰۹ اوین و چهره های آشفته و نامرتب اینجانب و سایر دوستان (اگر چه تمهیدات اصلاح صورت و دوش فوری حمام قبل از ضبط فیلم نیز بعضا صورت پذیرفته بود) خود گواه این مدعیات میباشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 23:38  توسط دانشجو  | 

انتقال سعید فیض الله زاده، یک دانشجوی دانشگاه علامه، به اندرزگاه ۷ زندان اوین
سعید فیض الله زاده، یکی از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه، روز یکشنبه در حالی که در حال پخش اطلاعیه تعطیلی کلاس های این دانشگاه در روز سه شنبه در اعتراض به صدور مجدد احکام محرومیت از تحصیل برای دانشجویان بود، دستگیر شد.

 از آن جا که این دانشجو به دانشگاه ممنوع الورود بود، این اطلاعیه را در خیابان و در مقابل درب دانشگاه در میان دانشجویان توزیع می کرد. از این رو با هماهنگی به عمل آمده توسط مسئولین دانشگاه علامه، پس از گذشت چند دقیقه نیروی انتظامی در محل حاضر شد و سعید فیض الله زاده را دستگیر کرد.

این فعال دانشجویی سپس تحویل پلیس امنیت شد و پس از گذشت ۲۴ ساعت به اندرزگاه ۷ زندان اوین منتقل شد. از وضعیت این دانشجو در زندان هنوز خبر دقیقی در دست نیست. پیگیری خانواده فیض الله زاده جهت آزادی فرزندشان از زندان از لحظه بازداشت وی آغاز شده است.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 10:36  توسط دانشجو  | 

افشاگری سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر در خصوص نحوه تهیه فیلم «خط سیاه»

مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور با ارسال نامه سرگشاده ای به شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر، دادگاه رسیدگی کننده به پرونده سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، توضیحاتی در خصوص فیلم اعترافات دانشجویان، که بریده هایی از آن در فیلم «خط سیاه»، ساخته وزارت اطلاعات، آمده، دادند.

 شیخ پور، محمودیان و خلیل پور در اردیبهشت ماه سال جاری و در پی انتشار ۴ نشریه جعلی و موهن به همراه احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی دستگیر و روانه زندان شدند.

در زمان اخذ فیلم اعترافات در زندان، این ۶ دانشجو به صورت دسته جمعی در محل فیلم برداری حضور داشتند. از این رو این دانشجویان جهت روشنگری در این خصوص و چگونگی اخذ فیلم اعترافات در نامه ارسالی خود به دادگاه تجدیدنظر توضیحاتی داده اند. متن کامل این نامه به شرح زیر است:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 10:35  توسط دانشجو  | 

روز هفتم تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز با جمعيتي بيش از 2000 نفر برگزار شد

روز هفتم تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز با جمعيتي بيش از 2000 نفر برگزار شد

بيش از 12 تن از دانشجويان به دادسراي عمومي و انقلاب احضار شدند:

 

امروز دوشنبه تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز در راس ساعت 7:30 دقيقه صبح، در ميدان پرديس ارم و در همان ساعت به طور مجزاء در دانشكده مهندسي در خيابان زند برگزار شد.

دانشجويان مهندسي در ساعت 11 به طرف پرديس ارم حركت كردند و با جمعيتي بيش از 2000 نفر اطراف ميدان پرديس ر‍ژه رفتند.

دانشجويان در حالي كه شعار مي دادند: « فرمانده پادگان اين آخرين پيام است، جنبش دانشجويي آماده ي قيام است»، « گر تير و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، « ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم»، « منادي عدالت، خجالت خجالت»، « مفسد اقتصادي اخراج بايد گردد» و... بار ديگر خواستار بركناري صادقي شدند.

تجمع كنندگان به احضار 12 تن از دانشجويان به دادسراي عمومي و انقلاب به اتهامِ « ضرب و جرح، تخريب اموال و اخلال در نظم» به شدت اعتراض كردند و شعار مي دادند كه « دانشجوي احضاري حمايتت مي كنيم». دانشجويان احضار شده عبارتند از: عباس رحمتي، كاظم رضايي، محسن گوهري نيا، اسماعيل جليل وند، هادي عسكري، لقمان قديري، عبدالله داووديان، سعيد كوشكي ،محسن روزی طلب و دو نفر ديگر كه نخواسته اند اسمشان فاش شود.

يكي از دانشجويان در پشت تريبون اعلام كرد: « صادقي نه تنها لياقت رياست دانشگاه را به دليل بي كفايتي و امنيتي و پادگاني كردن فضا ندارد، بلكه به هيچ وجه لايق كرسي استادي دانشگاه نيز نيست. استادي كه وقتي از او خواسته مي شود به حقوق ديگران احترام گذارد، اعلام مي كند كه من حقوق دادن خوبي نيستيم به هيچ وجه شايستگي استادي دانشگاه را ندارد و واي به حال ملتي كه چنين كسي بخواهد حقوق دان شوراي نگهبانش باشد»

دانشجوي ديگري در پشت تريبون اعلام كرد كه صادقي ديگر مهره اي سوخته است و امروز به وزرات علوم احضار شده است. وي عنوان كرد تا بركناري صادقي و رسيدن به خواسته ي رياست انتخابي به اندكي استقامت و ايستادگي بيشتر احتياج داريم.

اين در حالي است كه امروزكلاس هاي درس دانشكده مهندسي، كشاورزي و ادبيات و علوم انساني تعطيل شده است و دانشجويان اعلام كرده اند تا بركناري صادقي تجمع خود را ادامه مي دهند.

نيروهاي بسيج نيز كه ديروز سعي در متفرق كردن دانشجويان داشتند، امروز با تشكيل ستادي به نام ستاد دانشجويان متحد، بيانيه اي صادر كرده اند كه در ان تجمع كنندگان را تهديد كرده اند كه تجمع خود را تعطيل كنند و خواسته هاي خود را از طريق مذاكره با انان دنبال كنند.

امروز مديريت دانشگاه در اقدامي بي سابقه اقدام به حصار كشيدن در اطراف ساختمان مديريت كرده است تا دانشجويان نتوانند در آنجا تجمع كنند. گفتني است كه اين ساختمان كاملا مشرف به خيابان ِ جمهوري است و با تجمع دانشجويان در انجا مردم نيز در خيابان تجمع و از دانشجويان حمايت مي كنند.

تجمع دانشجویان کماکان ادامه دارد . . .

|+| نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 23:58  توسط دانشجو  | 

عاقبت روزي خواهد رسيد, که شمارش ميله هاي زندان به سر رسد! - پارسا سرمدي

بلاخره در پس  اين شبان تيره و تار خورشيد در خشان طلوع ميكنه و   رو سياهي اين شب ظلماني بر چهره كريه اقتدارگران تاريك انديش خواهد ماند.

حدود يكسال است كه, حكومت عرصه را بيش از پيش بر دانشجويان تنگ كرده و  ميخواهد به گمان  باطل خود دانشگاه را در قبضه  قدرت خود گيرد  و هر فريادي رادر گلو خفه كند ,  اين تراژدي تلخ را  از دستگيري ياران پلي تكنيكي شروع كرده  و تا به امروز كه, هيچ دانشگاهي از گزند زهرآگين  مهر ورزي اين نظام در امان نيست , از صدقه سري  حضرات، دانشجويان در مملكت ويران ما به جاي اينكه در اين فصل پشت صندلي امتحان باشند و تمام فكر و ذكرشان امتحانات باشد, در پشت ميله هاي زندان مظلومانه شكنجه و تحقير ميشوند.  به راستي كدام حكومت و يا دولتي اين طور بي رحمانه كمر به نابودي دانشجويان خودمي بندد؟

حرص و ولع پول و قدرت, چنان چشمان اين كژانديشان را كور كرده كه نمي فهمند , وقتي  آيند ه سازان و سرمايه هاي بي بديل كشور را در سياه چالهاي خود  محبوس  ميكنند  و جلوي رشد انها را ميگيرند و نميگذارند نهال علم و دانش در كشور ما رشد پيدا كند ،چه جنايتي را مرتكب ميشوند .البته بر كسي پوشيده نيست كه اصلي ترين درد, همين حكومت ديكتاتور است كه مثل مغولها جان و مال و سرمايه مردم را به نابودي ميكشاند, به طور واقع چه كسي در دنيا  باور ميكند كه در ظرف چند روز  حدود  40 دانشجو را بدون هيچ بهانه اي دستگير كنند  و تحت شديدترين شكنجه هاي روحي و جسمي قرار دهند, فقط و فقط به خاطر عقيده!؟ به خاطر قوميت و به خاطر مذهب !؟  چه كسي در دنيا باور خواهد كرد كه پزشكي كه به وظيفه خود عمل كرده و دانشجويي را مورد مداوا قرار داده بايد محاكمه  شود و به زندان برود  و چه كسي باور خواهد كرد كه در ايران ماه هاست كه خانواده دانشجويان به دنبال فرزند خود در  اين سرماي طاقت فرسا بين دادگاه ها و زندانها سر گردانند و  فقط شاهد بي احترامي و تحقير ا ز جانب  روساي دون پايه و رذل اين مراكز قرار ميگيرند، ولي  حتي كوچكترين خبري  از اين كه فرزندشان در كدام زندان است داده  نميشود.ولي بايد باور كرد وقيتكه  پايه هاي يك حكومت برديكتاتوري استوار است دانشجويش به مسلخ برده ميشود و سرمايه هاي كشور نابود ميشود و فقر و اعتياد و فساد و فحشا تمام جامعه را ميگيرد  پس  بايد در اين سرزمين  انسان هايئي وجود داشته باشند که خود را قرباني کنند تا غول  استبداد به زانو در آيد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 11:18  توسط دانشجو  | 

ما بيرون زمان ايستاده ايم ،( كاوه زماني)

اين روزها با جملات مشابه اين جملات ، زياد برخورد ميكنيم: ”رد صلاحيت شد”.” صلاحيت تأييد نشد…”

جملاتي تهوع آور ،كه بيشتر از هرچيز نشانه درماندگي حاكماني است كه از پذيرش افكار ونظرات مختلف خسته شده و تلاش دارند با محدود و مشابه كردن تماميت خود ازطيف ”اصول گرا”، خيال خود را از هرنوع درگيري از جنس درگيريهاي درون قدرت خلاص كنند تا بتوانند هرچه بيشتر به فشار آوردن روي ملت بدبخت بپردازند.

 چه كسي است كه نداند حتي در كوچك ترين تشكل، اگر تنوع عقايد وجود نداشته باشد آن تشكل تبديل ميشود به بركه  اي كه بيشترين اقدامش اين خواهد بود كه ”به به گوي ”خود شود، چه رسد به  مجلسي كه  قرار است پاسخگو مسائل يك مملكت شود.

اگر اخبار انتخابات را روز مره دنبال كرده باشيد متوجه ميشويدتنها يك خانواده خوشبخت از عاليجنابان ريش و پشم دار ، موفق به كسب صلاحيت براي ورود به اين مجلس كَذا شده اند. و البته پيشاپيش اهداف اين  آقايان بر همگان مشخص است.

اگر ساليان درفضاي مه آلود سياسي ،تشخيص فاصله بين اصلاح طلبي هاي كشكي و اين دسته دوم، براي كساني كه، كم ميدانند، خوش بينند ، آينده طلبند و دستشان به فرمان چشمانشان كار ميكند تا عقلشان،سخت بود ، حالا ديگر همه چيز آنقدرواضح است  كه همگان تنها منتظرند تا ببينند  اين  هفت خطٌان حاكم چگونه اين غائله را جمع خواهند كرد؟وچگونه صندوقهاي رأي را كه از هم اكنون همه تحريمشان كرده اند پر خواهند كرد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 14:57  توسط دانشجو  |