تبليغاتX
<-پژواك دانشجو->
.
.
“نهال آزادی” به امید آزادی دانشجویان دربند، در ۴ دانشگاه کشور کاشته شد
هفته ی گذشته همزمان باهفته ی فضای سبز، دانشجویان دانشگاه های تهران، خواجه نصیر، کاشان و آزاد کرج با کاشتن “نهال آزادی” یاد فعالین جنبش دانشجویی، به خصوص دانشجویان در بند را گرامی داشتند.

 در این مراسم دانشجویان با در دست داشتن عکس دانشجویان در بند پلی تکنیک و تربیت معلم خواستار آزادی هر چه سریع تر این دانشجویان شدند.

 این برنامه به صورت مشترک از سوی انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، کاشان و آزاد کرج برگزار گردید و اعضای این تشکلات دانشجویی ابراز امیدواری کردند که با رشد و شکوفایی این نهال، آزادی و دموکراسی نیز در کشور شکوفا گردد و روزی فرا رسد که دیگر هیچ فعال دانشجویی در زندان نباشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 19:56  توسط دانشجو  | 

ضرب و شتم تجمع دانشجويان محروم از تحصيل

مهديه گلرو، از شرکت کنندگان در اين تجمع که با چهار ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات روبه رو شده است، مي گويد که تجمع آرام اين گروه از دانشجويان با برخورد فيزيکي نيروي انتظامي مواجه شد.
درد مشترکي که دانشجويان داشتند و باعث شده بود که جلوي مجلس تحصن کنند، محروميت از تحصيل بود.
عده اي از اين دانشجويان، طي سه سال گذشته ستاره دار لقب گرفته اند و کارنامه کارشناسي ارشد خود را دريافت نکرده اند. اين دانشجويان در دوره کارشناسي، فعاليت هاي سياسي و انتقادي داشته اند.
گروه دوم دانشجويان محروم از تحصيل بودند که از دو ترم تا چهار ترم با سنوات يا بدون سنوات، از تحصيل محروم شده اند. در اين جمع، دانشجويي از دانشگاه اصفهان آمده بود که شش ترم از تحصيل محروم شده بود.در بسياري از دانشگاه هاي ايران، دانشجوياني وجود دارند که يک سال، دو سال و حتي بيشتر از تحصيل محروم شده اند.امروز خواسته ما اين بود که به دانشگاه بازگرديم و اين را حق اوليه و اساسي خود مي دانيم. ما مي خواهيم بر اساس کنوانسيون حقوق بشر که جمهوري اسلامي عضو آن است و بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي، اين حق اوليه را باز پس گيريم.
از همان دقايق اول که تحصن آغاز شد، به شدت با ما برخورد کردند. سربازها و نيروهاي انتظامي که در آنجا حضور داشتند، ابايي از برخورد فيزيکي و خشونت آميز نداشته و همگي باتوم داشتند.
از آنجا که ميدان بهارستان ميدان پر ترددي است، از همان ابتدا که تحصن شروع شد و ما پلاکاردهاي خود را بالا برديم، بسياري از هموطنان دقايقي مي ايستادند و پلاکاردها را مي خواندند.
روي چند تا از پلاکاردها اصل ?? قانون اساسي جمهوري اسلامي نوشته شده بود. اين اصل تصريح مي کند که به خاطر داشتن هر گونه عقيده و تفکر، حق تفتيش عقايد وجود ندارد و به دليل داشتن عقايد خاص، نبايد حقوق اوليه افراد پايمال شود.
اين در حالي است که ما به دليل داشتن عقايد خاص و انتقاداتي که در دانشگاه داشتيم، از حق تحصيل محروم شده ايم.

روي بعضي پلاکاردها نوشته شده بود «جرم ما تنها دگرانديشي است»، «ما به دانشگاه بازخواهيم گشت» و از مجلس به عنوان نماينده هاي اين مردم خواسته بوديم به مسئله ما رسيدگي کنند.

پلاکاردهاي ما را گرفتند و پاره کردند و از تک تک دانشجويان عکس گرفتند و فيلم برداري کردند.

آنها گفتند به شما ?? دقيقه فرصت مي دهيم که از اينجا برويد، ولي براي ما تفاوتي نمي کرد و همگي آمادگي اين را داشتيم که هر اتفاقي بيفتد، زيرا براي يک دانشجو اخراج شدن از دانشگاه بدترين اتفاقي است که مي تواند روي دهد.

بنابراين هيچ کس بلند نشد و بعد از گذشت ?? دقيقه، ضرب و شتم شروع شد و با باتوم دانشجويان را زدند تا آنها را از جلوي در شمالي مجلس بلند کنند.هم نيروهاي انتظامي بودند و هم حدود ?? نفر از لباس شخصي ها که سعي مي کردند صحبت کنند، ولي در نهايت به فحاشي روي آوردند.

اين در حالي بود که هيچ کدام از دانشجويان، بر اساس قرار قبلي و تحت هيچ شرايطي به نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ها توهين نمي کردند. ولي آنها در توهين کوتاهي نکردند.

آنها شروع کردند که دانشجويان را با باتوم بزنند و به ميني بوس مستقر در محل ببرند. ما گفتيم که بر اساس شرع اسلام شما حق دست زدن به ما را نداريد و نمي توانيد ما را به اين شکل بلند کنيد.

آنها به من و خانم توحيدي حرف هاي رکيک زدند و بعد به راحتي با باتوم ما را زده و به ميني بوس بردند. يکي از لباس شخصي ها به ما گفت که اگر اکنون بلند شويد به نفعتان است زيرا اگر خانمي بيايد، ديگر به اين صورت شما را سوار ميني بوس نمي کنيم.
من نمي دانم اگر نيروي انتظامي زن مي آوردند، قرار بود به چه شکلي با ما برخورد کند، که اين گونه تهديد کردند.با ميني بوس به اداره پيگيري رفتيم و در آنجا چند دقيقه ما را نگه داشتند. بعد به ما گفتند، برويد ولي اگر دوباره جلوي مجلس برگرديد عواقب بعدي آن با خودتان است.

يک نفراز دانشجويان از صحنه هاي خشونت و ضرب و شتم ها فيلمبرداري کرده بود، ولي يکي از نيروهاي انتظامي متوجه اين مسئله شد و او را بازداشت کرد.قرار بر اين بود که اگر حتي يک نفر بازداشت شد، همه کنار او بمانيم بنابراين همگي خواستيم که سوار ماشين نيروي انتظامي شويم. آنها ممانعت کردند و سپس از گاز اشک آور و گاز فلفل استفاده کردند.چند تن از دانشجوياني که جلو بودند و سعي مي کردند مانع بردن آن دانشجو شوند، از جمله آقايان نبوي و قنبري، بيشتر در معرض اين گازها قرار گرفتند و شرايط بسيار بدي داشتند
بعد از استفاده از گاز اشک آور و گاز فلفل، شلوغ شد. مردم، مغازه داران و فروشندگان اطراف کمک کردند و سيگار، کبريت و کارتن آوردند. درحقيقت بدون اين که ما بخواهيم، مردم در جريان واقعه قرار گرفتند.
بعد از مدتي دانشجويي که به خاطر عکس و فيلم بازداشت شده بود، آزاد شد ولي عکس و فيلم او را پاک کرده بودند.
خانم گلرو سپس در پاسخ به سئوالي پيرامون حضور مقامات حكومت و يا نمايندگان مجلس در جمع دانشجويان گفت :
خير کسي حضور نيافت. ما قبل از اين تحصن نامه هايي نوشته بوديم و از نمايندگان مجلس درخواست ديدار کرده بوديم، ولي توجهي به درخواست ما نشان ندادند.
امروز دانشجويان جلوي يکي از درهاي پر تردد مجلس تحصن کرده بودند، درحالي که نماينده ها به راحتي عبور مي کردند بدون اين که کوچک ترين توجهي به مسئله داشته باشند.
آنها فکر نمي کردند کساني که اينجا نشسته اند، مردم ايران هستند و پولي که به عنوان نماينده مجلس مي گيرند آيا حق آنهاست و بايد براي اين مردم کاري بکنند يا نه؟
امروز ديديم که در مخصوص ملاقات بسيار شلوغ بود و مردم از شهرهاي مختلف براي حل مشکلاتشان آمده بودند، ولي پشت در بسته مانده بودند.
اين مشکلي نبود که فقط ما به عنوان دانشجوي سياسي با آن روبه رو بوديم، بلکه مردم مختلف از راه هاي دور آمده بودند و هيچ کدام نتوانسته بودند نمايندگان خود را ملاقات کنند. اين درد همه مردم است.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 11:42  توسط دانشجو  | 

محمد ملکى، آغاز سال تحصيلى در ايران:”مشکلات سر باز مى کنند”

قلم و دفتر، کيف و کتاب، روپوش پسرانه، مقنعه و مانتو براى دختران، ثبت نام در کلاس بالاتر يا مقطع آموزشى ديگر، زنگ مدرسه، سال اولى ها، دومى ها، سال پنجم، دوره راهنمايى يا دبيرستان، پشت سر گذاشتن کنکور و گزينش، فراهم کردن پول، پرداخت شهريه، انتخاب واحد، خوابگاه دانشجويى، پا گذاردن به دانشگاه، مهرماه و شور و شادابى ميليون ها دانش آموز و دانشجوى ايرانى و گزافه نيست اگر بگوييم «مهرگان نوين» ايرانيان در روزگار ما. با توجه به وجود پانزده ميليون دانش آموز، نزديک به يک ميليون دبير و آموزگار، صدها هزار دانشجو، ده ها هزار اعضاى هيئت علمى دانشگاه ها و مراکز آموزش عالى، کمتر خانواده اى در ايران از جنب و جوش فرا رسيدن مهر ماه و آغاز سال آموزشى تازه بر کنار است.غزل، دانش آموزى از تهران که امسال پا به دبيرستان گذاشته است، درباره آغاز سال تحصيلى به راديو فردا چنين مى گويد: «همه چيز عوض مى شود، مثل وقتى که از زمستان وارد بهار مى شويم و لباس هاى جديد مى خريم. پاييز که مى آيد و به مدرسه که مى رويم، درست مانند نوروز است و بچه ها لباس ها و کتاب هاى جديد مى خرند.» شيرزاد عبداللهى، روزنامه نگار و کارشناس مسايل آموزشى در تهران، نيز در کنار سبک و سنگين کردن هاى آمارى، زير ذره بين گذاشتن مشکلات آموزشى و جست و جوى راه حل ها، آغاز سال نوى آموزشى را يک واقعه مهم ارزيابى مى کند و به راديو فردا مى گويد: « شروع مدارس در ايران اتفاق مهمى است و حضور دانش آموزان در مدارس بعد از سه ماه تعطيلى، براى آنها بسيار جذاب است. سيماى شهر تحت تاثير حضور دانش آموزان با کيف هاى رنگى و سرو صداى آنها تغيير مى کند و زيباتر مى شود.»آغاز مهرماه و سال آموزشى جديد با مسايل و مشکلاتى کهنه يا تازه که گريبانگير نظام آموزشى است، روى ديگرى هم دارد.

طاهره طالقانى، دختر آيت الله محمود طالقانى و آموزگار بازنشسته آموزش و پرورش در اين زمينه به راديو فردا مى گويد: «مهمترين مشکل سال تحصيلى جديد، معلمانى هستند که در بيشتر شهرهاى بزرگ به خصوص تهران، به دليل کاهش جمعيت دانش آموزان مازاد اعلام مى شوند. هنگامى که معلمان مازاد اعلام مى شوند، حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان از حقوق آنها کاسته مى شود که کفاف مسايل اقتصادى زندگى را نمى دهد.»اگر مسايل و مشکلات بخش آموزش و پرورش در کشور، بيشتر با ناکافى بودن سرمايه گذارى در اين بخش يا ناکارآمدى دستگاه هاى اجرايى در پيوند است، افزون بر اينها در اين چند دهه که از عمر آموزش عالى نوين در ايران مى گذرد، دانشگاه همواره کانون کشمکش هاى سياسى نيز به شمار مى آمده است.

 در سال تحصيلى پيش رو، وضعيت دانشگاه هاى ايران چگونه است؟

 

محمد ملکى، نخستين رييس دانشگاه تهران پس از پيروزى انقلاب، بر اين باور است که در سال تحصيلى پيش رو دانشگاه و دانشجويان با مشکلات تازه اى روبرو خواهند بود.

 او در باره اين مشکلات به راديو فردا مى گويد: « طى دو سه سال اخير به خصوص امسال، مشکلات ويژه اى براى دانشگاه ها به وجود آمده است. يکى اين که دانشگاه جايگاه خود را در نظر قدرت مداران از دست داده است. وقتى آقاى احمدى نژاد درباره مسئله آقاى کردان و سند جعلى اواعلام مى کند که اينها ورق پاره هايى بيش نيست. معنى اين حرف چيست؟ همچنين آقاى وزير علوم تکرار کرد که دانشگاه ها بايد بسيجى شود، يعنى دانشگاه بايد تسليم بلا شرط حاکميت شود.» محمد ملکى بر اين باور است که دانشگاه در هر حال پرسشگر باقى خواهد ماند و در اين رابطه به راديو فردا مى گويد: «حاکميت هر تلاشى انجام دهد و هر حمله اى بکند، تاريخ ۷۰ ساله دانشگاه نشان داده که دانشگاه هميشه زنده و پوياست. دانشگاه هميشه سنگر آزادى بوده و خواهد بود. وقتى دانشجو در دانشگاه فرياد مى زند ما همه زن و مرد جنگيم بجنگ تا بجنگيم، نشان مى دهد دانشجو به تدريج به طرف راديکاليزم مى رودنکته اى که امسال بيش از هر زمان ديگرى چهره نشان مى دهد و به عنوان سدى محکم در برابر دانشجويان معترض به رد صلاحيت و پذيرفته نشدن در مقاطع گوناگون دانشگاهى قد برافراشته است، ادعايى است که از سوى مسئولان آموزش عالى ارائه مى شود و آن اين است که رد صلاحيت ها بر پايه عمل به مصوبات شوراى عالى انقلاب فرهنگى صورت گرفته است.ديوان عدالت ادارى نيز که تا پيش از اين گاه به نفع دانشجويان معترض رأى مى داد، به گفته برخى از همين دانشجويان، اينک با طرح ادعاى عمل به مصوبه شوراى عالى انقلاب فرهنگى، رسيدگى به اعتراض دانشجويان را متوقف مى کند. دانشجويان بهايى رد صلاحيت شده از اين دسته اند.محمد ملکى در گفت وگو با راديو فردا، در اين باره پرسشى را مطرح مى کند: «اگر انسان اين چنين است که بعد از ۶۵ سال ديگر کشش کار و آموزش دادن ندارد، پس چگونه است که آقايان روحانيون تا سن ۹۰ سالگى و آخرين لحظات زندگى خود حق دارند آموزش دهند و افراد را تربيت کنند ، ولى يک استاد دانشگاه اين حق را ندارد؟»

 

|+| نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 22:41  توسط دانشجو  | 

شعرى از پابلو نرودا - ترجمه از احمد شاملو

به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر سفر نكني،
اگر كتابي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نكني.

 به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
زماني كه خودباوري را در خودت بكشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر برده‏ي عادات خود شوي،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي …
اگر روزمرّگي را تغيير ندهي
اگر رنگ‏هاي متفاوت به تن نكني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني.

تو به آرامي آغاز به مردن مي‏كني
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وامي‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوري كني . .. .، 

تو به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر هنگامي كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني،
اگر وراي روياها نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
وراي مصلحت‌انديشي بروي . . .
-
امروز زندگي را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاري كن!
نگذار كه به آرامي بميري!
شادي را فراموش نكن

|+| نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 9:47  توسط دانشجو  | 

آغاز برخورد با دانشجویان دانشگاه سهند تبریز

با اتمام فصل امتحانات و آغاز تعطیلات دانشگاه ها، مسئولین دانشگاه سهند تبریز برخورد با فعالین دانشجویی را آغاز کرده اند.

 با توجه به اعتراضات گسترده و تحصن موفقیت آمیز دانشجویان دانشگاه سهند تبریز با حمایت انجمن اسلامی این دانشگاه در اردیبهشت ماه، مسئولین دانشگاه در پی انتقام گیری از دانشجویان سهند برآمده اند و هیات نظارت دانشگاه صنعتی سهند با طرح شکایاتی از انجمن اسلامی دانشجویان، نماینده این تشکل را به جلسه هیات منصفه فراخوانده است.

فشارها بر دانشجویان از هفته گذشته با صدور حکم ۶ ماه محرومیت از تحصیل برای مدیر مسئول نشریه “نوای نو” (ارگان خبری انجمن اسلامی دانشجویان سهند) آغاز شده است و در حال حاضر مسئولین دانشگاه در پی برخورد با تنها تشکل رسمی این دانشگاه هستند.

 دانشجویان از ادامه روند برخوردها ابراز نگرانی کرده و از مسئولین خواستار این شده اند که فضای سال تحصیلی جدید را با تداوم این برخوردها متشنج نکنند.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 13:6  توسط دانشجو  | 

اعتراض شديد انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي سراسر کشور به بازداشت گسترده دانشجويان
 

انجمن هاي اسلامي دانشجويان ?? دانشگاه با صدور بيانيه مشترکي نسبت به بازداشت هاي گسترده دانشجويي در هفته هاي اخير در تهران، مشهد، زنجان و تبريز شديدا اعتراض کردند و خواستار آزادي هر چه سريعتر کليه دانشجويان در بند شدند. متن اين بيانيه به شرح زير است:

 
سيصد گل سرخ يک گل نصراني

ما را ز سر بريده مي ترساني

 
گر ما ز سر بريده مي ترسيديم

در مجلس عاشقان نمي رقصيديم

 

ديگر بار در روز ?? تير دژخيمان عصر، گسيخته لجام و گستاخ به ساحت دانشجو و دانشگاه يورش آوردند و جمعي از دانشجويان بي‌گناه و پاک اين سرزمين را به بند کشيدند و خاطره‌ي تلخ ?? تير سال ?? را زنده کردند. روزي که چکمه‌هاي تحجر به درون دانشگاه پاي گذاشت و نه تنها هر قانون و آيين نامه‌ را لگد مال کرد که احساسات آزادي خواهانه و پاک نسل جوان و پر انگيزه‌اي را نيز آماج حملات وحشيانه خود قرار داد.

اکنون با گذشت ? سال از آن روزگار شوم و در زمان حکمراني دولتي تماميت خواه و بي‌تدبير، حمله به کيان دانشجو و دانشگاه بيش از پيش شدت گرفته است. گويا تصميمي در کار است تا اراده اي قاهر، پيروزي‌هاي اخير جنبش دانشجويي را به شديدترين و دشمنانانه ترين طريق ممکن به انتقام کشي برخيزد.
جريان هاي امنيتي حاکم بر وزارت علوم تحقيقات و فناوري دولت نهم با انتصاب مديران همسو با خود بر مسند رياست دانشگاه‌هاي کشور، هر آن‌چه خواستند با دانشجويان کردند و از هر راهي براي غلبه بر دانشجويان بهره بردند. از بازداشت دانشجويان متحصن مازندران، از سناريوي نشريات جعلي اميرکبير، تا بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم و دستگيريهاي مکرر و پي در پي دانشجويان در خانه‌ها و روبروي دانشگاه ها و دانشکده‌ها. و البته به اين گزارش سياه بايد افزود احکام بيشمار دادگاه‌هاي انقلاب و عمومي و کميته‌هاي انضباطي، لغو مجوز نشريات و تشکل‌هاي دانشجويي و ….را.

?? تير امسال اما ماجرا همان ماجرا بود و داستان همان داستان، از ربودن دانشجويان در خيابان گرفته تا تفتيش منزل آنان و ضبط اموال شخصي دانشجويان. هجومي که نشان از استيصال روزافزون و وحشت حکومت اقتدارگرا از يادآوري سالروز فاجعه ?? تير داشت، تا با بازداشت فعالين دانشجويي با ذهني آسوده اين سياهروز تاريخ معاصر ايران را به فراموشي سپرد، حال آن‌که ياد و خاطره‌ي ابراهيم نژادها و محمدي‌ها در دل تمامي آزاد زنان و دليرمردان ايراني جاودان برجاست.

 در روزهاي گذشته موج گسترده‌ي بازداشت فعالين دانشجويي شدت گرفت به گونه اي که بيش از ?? دانشجو در شهر‌هاي مختلف ايران طعم تلخ زندان را چشيدند که از ميان آن‌ها مي توان به فعالين دانشجويي ساکن شهر مشهد همچون علي صابري، دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير، علي قلي زاده، دبير انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود، رضا عرب، دبير انجمن اسلامي دانشگاه مازندران، اشکان آرشيان، فرزاد حسن زاده و محمد زراعتي، از دانشجويان ساکن شهر تبريز به سجاد رادمهر، آيدين خواجه اي، فراز زهتابي، داريوش حاتمي و از دانشجويان زنجان به پيام شکيبا، آرش رايجي و حسن جنيدي اشاره نمود. ضمن آنکه دو تن از فعالين دانشجويي دانشگاه آزاد به نام‌هاي مهدي خدايي و سلمان سيما و يکي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي به نام مجيد اسدي بدون ارائه ي کمترين توضيحي بازداشت شده اند.

ادامه‌ي اين موج دامنه دار، دستگيري نامتعارف محمد هاشمي، دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت، و بهاره هدايت، دبير کمسيون زنان اين اتحاديه، را در پي داشت. جالب آن ‌که اعضاي دفتر تحکيم درست يک سال پيش نيز در چنين روزهايي، اوقات در سلول‌هاي تکنفره زندان بي‌عدالتي مي گذراندند.

فاز ديگر هجوم به دانشگاه را بايد در رسانه‌هاي وابسته به دولت سرکوب‌گر يافت؛ جوسازي رسانه‌اي عليه اين دو نفر و دروغ پراکني در مورد آن‌ها به طور جدي بر نگراني ها دامن زده که نکند سناريويي از جنس آنچه در اميرکبير رخ نمود، در کمين باشد.

 متاسفانه تا کنون اطلاعي از وضعيت سلامتي و نگهداري بازداشت‌شدگان در دست نيست و از اين رو موجي از دلهره و اضطراب خانواده‌هاي ايشان و همچنين فعالين دانشجويي را در برگرفته است.
 
انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور ضمن محکوم کردن دستگيري‌هاي اخير فعالين دانشجويي، اعلام مي‌دارند مسئوليت چنين اقدامات سرکوبگرايانه‌اي را مستقيما متوجه دولت پادگاني- امنيتي و وقوع آن را نشان از استيصال فزاينده اين دولت در برابر خواسته‌هاي بر حق جامعه‌ي دانشگاهي مي دانند.

همچنين انجمن هاي اسلامي دانشجويان امضا کننده‌ي اين بيانيه خواستار آزادي فوري و بي قيد و شرط تمامي دانشجويان دستگير شده هستند و اخطار مي کنند در صورت آزاد نشدن اين دانشجويان از اقدامات لازم و عاجل در سراسر کشور به صورت منسجم و يکپارچه براي آزادي دوستان دربند فروگزار نخواهند کرد.
 

انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم سبزوار

انجمن اسلامي دانشگاه عباسپور

انجمن اسلامي دانشگاه شريف

انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير

انجمن اسلامي دانشگاه همدان

انجمن اسلامي دانشگاه علامه

انجمن اسلامي دانشگاه تبريز

انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي تبريز

انجمن اسلامي دانشگاه خواجه نصير طوسي

انجمن اسلامي دانشگاه مشهد و علوم پزشکي مشهد

انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم

انجمن اسلامي دانشگاه علوم اقتصادي

انجمن اسلامي دانشگاه اردبيل

انجمن اسلامي دانشگاه شهيد رجايي

انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي ايران

انجمن اسلامي دانشگاه هنر

انجمن اسلامي دانشگاه دامغان

انجمن اسلامي دانشگاه کرمان

انجمن اسلامي دانشگاه اراک

انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد

انجمن اسلامي دانشگاه نوشيرواني بابل

انجمن اسلامي دانشگاه مازندران

انجمن اسلامي دانشگاه سهند تبريز

انجمن اسلامي دانشگاه ايلام

انجمن اسلامي دانشگاه شهرکرد

انجمن اسلامي دانشگاه زنجان

انجمن اسلامي دانشگاه هرمزگان

انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود

انجمن اسلامي دانشگاه سيستان و بلوچستان

مجمع اسلامي دانشگاه سمنان

انجمن اسلامي دانشگاه بيرجند

انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي هرمزگان

انجمن اسلامي دانشگاه چمران اهواز

انجمن اسلامي دانشگاه کاشان

انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي کاشان

انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي کرمانشاه

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 13:5  توسط دانشجو  | 

توقيف نشريه دانشجويي«ستارخان»در دانشگاه تبريز
 بنا به گزارشات رسيده نشريه دانشجويي ستارخان که حول محور مسائل ملي آذربايجان در دانشگاه تبريز منتشر مي‌شد، توقيف شد.به گزارش خبرنگار «ساوالان سسي» از تبريز، توقيف اين نشريه بدون طي شدن روال قانوني آن و بدون اطلاع مديرمسئول اين نشريه، حسين اديبان و بدون حضور او در جلسه‌ بررسي تخلفات صورت گرفته است.
به گفته يکي از دانشجويان دانشگاه تبريز “ فشار نسبت به اين نشريه دانشجويي از زمان انتشار اولين شماره هاي آن بوده است بطوريکه نشريه ، پس از شماره دوم خود در آبان ?? بدون هيچ توضيحي از طرف مسئولين به مدت ? ماه منع انتشار شد و پس از انتشار شماره سوم آن در ارديبهشت ?? با شكايت هاي رسمي حراست دانشگاه جامعه اسلامي دانشجويان و اطلاعات سپاه پاسداران آذربايجانشرقي مواجه و در تابستان ?? مدير مسئول آن جهت دفاع از اتهامات به كميته ناظر نشريات دانشگاه تبريز احضار شد.ولي با وجود تبرئه و رفع اتهام همچنان از نشر مجدد آن ممانعت مي گرديد.وي افزود:" اخيرا" با پيگيريهاي مجدانه دانشجويان هويت طلب دانشگاه و مدير مسئول آن، شماره چهارم اين نشريه به همراه ويژه نامه اي با عنوان «جنبش دانشجويي آذربايجان» در خرداد ?? منتشر شده بود که شايد همان ويژه نامه بهانه اي براي توقيف آن شد."
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 13:4  توسط دانشجو  | 

5بازداشت يكي ديگر از دانشجويان دانشگاه بوعلي
 

 بنا به خبررسيده , امير دانشجوي ترم 6 شيمي دانشگاه بوعلي , ساكن ورزقان يكي از اعضاي دفتر خودگردان دستگير شد. ساعت 1 بامداد 30/4/87 دو مامور لباس شخصي با جثه اي بزرگ و قوي بي سيم به دست با نشان دادن حكم جلب امير او را به شكل وحشيانه و فاجعه آميز با همان لباسهاي خواب و سر و صداي زياد به طوري كه همسايه ها به بيرون مي ريزند با خود مي برند.
امير پدر ندارد ، مادرش مي گويد نتوانستيم تشخيص دهيم اين حيوانهاي انسان نما متعلق به چه گروه يا حزبي هستند يا به كجا وابسته اند . هيچ مدرك شناسايي به ما نشان ندادند و فقط پسرم را كشيدند و وحشيانه بردند. همسايه ها جمع شدند اما به سرعت امير را بردند.......
اين هفتمين قرباني در تيرماه است چرا و به چه جرمي ؟!!

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 13:4  توسط دانشجو  | 

براي آزادي ياران دربندمان بايد يكي و همصدا شويم

 

 

من آن  موجم كه آرامش ندارم                  به آساني سر سازش ندارم...

 

بار ديگر در ايام قيام خونين 18 تير و حمله چماقداران به كوي دانشگاه بايد شاهد اين باشيم كه ناجوانمردانه دانشجويان را به بند مي كشند و  پشت ميله ها حبس مي كنند.

حكومت اقتدار گر و تماميت خواه كه از بدو روي كار آمدنش كمر به نابودي جنبش دانشجويي بسته  بار ديگر , با سو استفاده از تعطيلات تابستان و خلا اعتراضات دانشجويي , بهترين فرزندان اين مرز بوم را روانه بندهاي مخوف 209 و ديگر بازداشتگاههاي قرون وسطايي خود ساخته است.

از طرفي با موج احضار دانشجويان به دادگاه انقلاب و صدور احكام سنگين براي دانشجويان فعال مواجه هستيم و از سوي  ديگر هر روز خبر بازداشت خودسرانه و غير قانوني دانشجوي آزاده ديگري را مي شنويم........

به راستي چرا؟ چرا دانشجويي را كه تنها حقوق قانوني اش را مطالبه مي كند اين ميزان خطرناك مي دانند؟ دانشجويي كه سقف خواسته هايش در استقلال دانشگاه و آزادي هاي آكادميك بسته مي شود چر ا براي اين تاريك انديشان اينقدر امنيت ملي را بهم مي زند و اغتشاش ايجاد مي كند؟

چرا در مملكت ما وقتي مطالبه حقوق و خواسته هاي برحق از دهان خارج مي شود درنظم عمومي اخلال ايجاد مي شود ؟ آخر مگر اين ياران ما جز سر دادن نداي آزاديخواهي جرمي مرتكب شده اند؟ البته كه در مكتب ديكتاتوران زمانه همين بالاترين جرم است...   و براي ما بس افتخار آميز...

پس بايد بدانند كه جنبش دانشجويي براي آزادي اين ياران دربند اتفاقا متحد تر و يكپارچه تر خواهد شد و براي از بند رستن تك به تك دوستانمان فريادهايمان را هرچه رساتر سرخواهيم داد.

بله همچنان بلند تر فرياد ميزنيم گرچه گوشهاي شما شنواي فريادهايمان نبوده و نخواهد بود ,

مي ايستيم ميخوانيم تا پاي جان مي مانيم , گر تير و فتنه بارد جنبش ادامه دارد, ما زن و مرد جنيگيم بجنگ تا بجنگيم

 

از همه روشنفكران و بخصوص دانشجويان در سراسر كشور ميخواهيم كه براي آزادي دانشجويان دربند اين پتيشن را امضا كنند . اين تومار  به ارگانهاي بين المللي و حقوق بشري ارائه خواهد شد.

 

برادران  شجاع ما   هميشه   آزادند    که  وارثان   بزرگ  حضور  و   فريادند

 

دوباره در شب تاريک ما  درخشيدند    و روشنايي خود را به سايه ها دادند

 

تن کبود شما را به سوگ ننشستيم   از اين  که پرچم  حق و  جهان آزادند

 

ميان فين و اوين گرچه راه بسيار است   ستاره ها همه جا زير تيغ جلادند

 

 http://www.ipetitions.com/petition/baraye-hemayat

 

جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران , مشهد , اصفهان , كرج 23-4-87

 

اسامي دانشجويان دربند:

1-       سلمان سيما   ( دانشگاه آزاد مركز)

2-       مهدي خدايي ( دانشگاه آزاد شهر ري)

3-       مجيد اسدي ( دانشگاه علامه)

4-       بهاره هدايت ( شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت)

5-       محمد هاشمي ( دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت)

6-       علی صابری ( دبير اسبق انجمن اسلامي دانشگاه پلي تكنيك) آزاد شد

7-        علی قلی زاده ( دانشگاه شاهرود)
1- سجاد رادمهر
2- آيدين خواجه اي
3- فراز زهتابي
4- داريوش حاتمي
1- سجاد رادمهر
2- آيدين خواجه اي
3- فراز زهتابي
4- داريوش حاتمي
1- سجاد رادمهر
2- آيدين خواجه اي
3- فراز زهتابي
4- داريوش حاتمي

8-       رضا عرب (دانشگاه مازندران)

9-       محمد احسانی (دانشگاه سیستان بلوچستان)

10-    اشکان ارشیان ( دانشگاه فردوسي مشهد)

11-    مجتبی عمادپور ( دانشگاه مشهد)

12-    محمد زراعتی  ( دانشگاه مشهد)

13-    فرزاد حسن زاده   ( دانشگاه مشهد)

14-   سجاد رجبی       ( دانشگاه مشهد)

15-    محمد میزبان     ( دانشگاه مشهد)

16-   پيام شکيبا       ( دانشگاه زنجان)

17-    آرش رايجي     ( دانشگاه زنجان)

18-   حسن جنيدي   ( دانشگاه زنجان)

۱۹- ودود اسدي


 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 23:32  توسط دانشجو  | 

حمایت کمیسیون زنان دفتر تحکیم از بهاره هدایت: «دی» زمانی دارد و زمستان اَجلش نزدیک است
 کمیسیون زنان دفتر تحکیم در بیانیه ای ضمن اعتراض به بازداشت بهاره هدایت، دبیر این کمیسیون، برخورد صورت گرفته با دانشجویان دختر را ناشی از افکار حکومتگران دانست. در این بیانیه ضمن تاکید بر لزوم آزادی بهاره هدایت آمده است “ما نیز همچون بهاره در آرزوی خشکاندن ریشه های درخت کهن استبدادیم”. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 «دی» زمانی دارد و زمستان اَجلش نزدیک است

 سال گذشته نیز، همچون دوران پیش از آن، برای دختران دانشجو سالی سرشار از خشونت و سرکوب بود. در حالیکه با اعمال سهمیه بندی جنسیتی، دختران بسیاری از ورود به دانشگاه ها بازماندند، ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 13:36  توسط دانشجو  |